"> عاشقان امام علی علیه السلام - مطالب فروردین 1394

عاشقان امام علی علیه السلام

دو چهره سرشناس تاریخ فراماسونری مرموز
(بسم الله الرحمن الرحیم)
در تاریخ فراماسونری چهره های مرموز اندک نیستند. در این مقاله با دو چهره ی سرشناس تاریخ فراماسونری آشنا خواهیم شد که زندگینامه شان شاید بیش از بسیاری از ماسون های مرموز دیگر در هاله رمز و راز و ابهام پوشیده شده تا بدان حد که ایشان را به موجوداتی نیمه افسانه ای بدل ساخته است: کنت سن ژرمن و کنت کاگلیوسترو.

 دو چهره مرموز تاریخ فراماسونری

 

کنت سن ژرمن

کنت سن ژرمن،(1) که به «مرد شگفت انگیز»(2) شهرت دارد، یکی از برجسته ترین مأموران اطلاعاتی و دسیسه گران سیاسی سده هیجدهم میلادی است. عنوان «کنتی» او، مانند عنوان کنت کاگلیوسترو، خودساخته است و بیانگر تعلق وی به خاندان های اشرافی اروپا نیست. کنت سن ژرمن تقریباً با تمامی زبان های اروپایی آشنا بود، موسیقی دان و ویولونیستی ماهر بود، دانش وسیعی از تاریخ داشت و به عنوان کیمیاگر شهره بود. گفته می شد که با راز رفع خراش از روی الماس آشنایی دارد و می تواند سایر فلزات را به طلا تبدیل کند. نخستین اطلاع درباره ی او را به طور مستند در منابع انگلیسی می یابیم در نامه ای از هوراس والپول. به نوشته ی بریتانیکا، والپول اشاره می کند که فرد فوق را در لندن به ظن جاسوسی برای جاکوبیت ها (هواداران سلطنت خاندان استوارت) دستگیر و کمی بعد آزاد کردند.(3) این حادثه در حوالی سال 1743 است و کنت سن ژرمن در این زمان حدود 33 سال داشت.
پنج سال بعد (1748)، کنت سن ژرمن را در پاریس می یابیم و در دربار لویی پانزدهم. او از این زمان به مدت بیش از یک دهه تأثیری فوق العاده بر دربار لویی پانزدهم برجای نهاد و بارها از سوی پادشاه فرانسه به مأموریت های مخفی اعزام شد. لویی پانزدهم به علوم خفیه و کیمیاگری علاقه فراوان داشت(4) و این طبعاً یکی از علل تقرب عجیب کنت سن ژرمن در نزد او بود. مورخین سیاست خارجی لویی پانزدهم در دوران جنگ هفت ساله را «دیپلماسی مخفی»(5) می نامند زیرا وی بر شبکه ای از دسیسه گران اطلاعاتی متکی بود که مستقل از وزرای او کار می کردند و گاه سیاست هایی را پیش می بردند که با سیاست دولت فرانسه به کلی تعارض داشت.(6) کنت سن ژرمن در این شبکه مشکوک نقش مهمی به عهده داشت و قاعدتاً بانی و رئیس این شبکه بود. این مشابه همان شبکه اطلاعاتی است که یوسف ناسی و آلوارو مندس (سلیمن بن یائیش) در عثمانی به پا کردند که ظاهراً به سود دولت عثمانی عمل می کرد ولی در نهان اهداف سوداگرانه زرسالاران یهودی و شرکای ایشان در انگلیس و آلمان را پیش می برد. به نوشته سلیگمان، خصیصه بارز لویی پانزدهم این بود که شخصاً به بعضی از موضوعات بدون مشورت با وزرا می پرداخت و، مثلاً پیمان نامه هایش را با کنت سن ژرمن در خفا تنظیم می کرد.(7) بهرروی، اقدامات مشکوک کنت سن ژرمن حساسیت دوک شواسول،(8) وزیر خارجه مدیر و توانای فرانسه (1758-1770) را برانگیخت و اندکی پس از صعود شواسول مجبور شد، در ژوئن 1760، به انگلستان بگریزد. مدتی در لندن بود. در سال 1762 در سن پطرزبورگ ظاهر شد و، چنانکه مشهور است، در توطئه براندازی تزار پطر سوم (ژوئیه 1762) و صعود کاترین دوم (کبیر) به سلطنت روسیه نقش مهمی ایفا کرد. سن ژرمن سپس به آلمان رفت و در آنجا، طبق مندرجات خاطرات کنت کاگلیوسترو، یک طریقت ماسونی تأسیس کرد و کاگلیوسترو را به آن وارد نمود. در سالهای 1770-1774 بار دیگر کنت سن ژرمن را در پاریس می یابیم و سپس در دربار حکام آلمانی. او در اواخر عمر در دربار شلسویگ- هلشتاین اقامت داشت و استاد علوم خفیه کارل، حاکم برگزیننده هسه، بود.(9) کنت سن ژرمن احتمالاً در سال 1784 در شلسویگ درگذشت هرچند برخی مدعی اند که در سال 1789 او را در پاریس دیده اند.(10)

ادامه مطلب

[ جمعه 1394/01/14 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

نامه امام علی(ع) به حاکمی که در میهمانی اشراف شرکت کرده بود
(بسم الله الرحمن الرحیم)
نامه اى از امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام به عثمان بن حنیف كه عامل او در بصره بود، وقتى كه شنید به مهمانى قومى از مردم بصره دعوت شده و به آنجا رفته است: اما بعد، اى پسر حنیف به من خبر رسیده كه مردى از جوانان بصره تو را به سورى فرا خوانده و تو نیز بدانجا شتافته‌اى. سفره‌اى رنگین برایت افكنده و كاسه‌ها پیشت نهاده. هرگز نمى‌پنداشتم كه تو دعوت مردمى را اجابت كنى كه بینوایان را از در مى‌رانند و توانگران را بر سفره مى‌نشانند.
بنگر كه در خانه این كسان چه مى‌خورى، هر چه را در حلال بودن آن تردید دارى از دهان بیفكن و آنچه را، كه یقین دارى كه از راه حلال به دست آمده است، تناول نماى.بدان، كه هر كس را امامى است كه بدو اقتدا مى‌كند و از نور دانش او فروغ مى‌گیرد. اینك امام شما از همه دنیایش به پیرهنى و ازارى و از همه طعامهایش به دو قرص نان اكتفا كرده است. البته شما را یاراى آن نیست كه چنین كنید، ولى مرا به پارسایى و مجاهدت و پاكدامنى و درستى خویش یارى دهید.
به خدا سوگند، از دنیاى شما پاره زرى نیندوخته‌ام و از همه غنایم آن مالى ذخیره نكرده‌ام. و به جاى این جامه، كه اینك كهنه شده است، جامه‌اى دیگر آماده نساخته‌ام.آرى ، در دست ما از آنچه آسمان بر آن سایه افكنده است ، ((فدكى )) بود كه قومى بر آن بخل ورزیدند و قومى دیگر از سر آن گذشتند و بهترین داور خداوند است . فدك و جز فدك را چه مى خواهم كه فردا میعاد آدمى گور است . در تاریكى آن آثارش محو مى شود و آوازه اش خاموش مى گردد. حفره اى كه هر چه فراخش سازند یا گور كن بر وسعتش افزاید، سنگ و كلوخ تن آدمى را خواهد فشرد و روزنه هایش را توده هاى خاك فرو خواهد بست . و من امروز نفس خود را به تقوا مى پرورم تا فردا، در آن روز وحشت بزرگ ، ایمن باشد و بر لبه آن پرتگاه لغزنده استوار ماند.

ادامه مطلب

[ جمعه 1394/01/14 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

منجی و رهبر در حکومت عدل توحیدی جهانی کیست؟
(بسم الله الرحمن الرحیم)

منجی و رهبر در حکومت عدل توحیدی جهانی کیست؟

در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
۱. منجی و رهبر جهانی همان عیسی‌بن‌مریم است و منظور از مهدی نیز اوست؛
۲. منجی و رهبر، مهدی موعود اسلامی است که از او به مسیح نیز تعبیر شده است؛
۳. منجی و رهبر، امام مهدی علیه‌السلام است که حضرت‌ عیسی نیز از جانب خداوند به مساعدت او می‌شتابد.

ادله احتمال اول
۱. لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات‌بخش و منجی است، لقب حضرت‌ عیسی‌ علیه‌السلام است؛
۲. در برخی از اناجیل و روایات اسلامی به‌ طول عمر حضرت‌ مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.[۱]
۳. در برخی از روایات آمده: «و لا المهدی اِلّا عیسی‌بن‌مریم؛ و مهدی به‌جز عیسی‌بن‌مریم نیست»
پاسخ: اولاً،‌ نام «مسیح» را برخی از کاتبان اناجیل بر عیسی اطلاق نمودند و قرآن نیز به‌جهت شهرت این لقب، آن‌را بر حضرت عیسی اطلاق کرده است. و دیگر اینکه نام‌گذاری حضرت‌ عیسی‌ علیه‌السلام به مسیح بر استقلال او در برپایی حکومت عدل جهانی دلالت ندارد؛ و همین‌که ایشان در تأسیس حکومت عدل جهانی مشارکت دارد، برای صدق این لقب کافی است. ثانیاً:‌ درمورد حدیث «و لا المهدی الّا عیسی‌بن‌مریم» که ابن ماجه آن‌ را در سنن خود نقل کرده اشکالاتی وجود دارد[۲]
این روایت از منفردات محمدبن‌خالد جندی است و تنها اوست که آن‌ را نقل کرده است؛ درحالی‌که او کسی است که به‌تعبیر آبری، نزد اهل سنت معروف نیست،‌ و به‌تعبیر حاکم نیشابوری، مجهول بوده، نقل حدیثش به‌جهت تعجب است[۳]
لذا قرطبی می‌گوید: «احادیث نبوی که دلالت بر خروج مهدی‌ علیه‌السلام از عترت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و از اولاد فاطمه سلام‌الله‌علیها دارد اصح از این حدیث است و حکم، مطابق آن حدیث است»[۴]


ادامه مطلب

[ جمعه 1394/01/14 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو