تبلیغات
عاشقان امام علی علیه السلام - ایلومیناتی ها خود را (اربابان جهان) می دانند

عاشقان امام علی علیه السلام

ایلومیناتی ها خود را (اربابان جهان) می دانند

(بسم الله الرحمن الرحیم)


 ایلومیناتی ها خود را (اربابان جهان) می دانند.





اشاره:
«ایلو میناتی» (Illuminati) واژه ای لاتین است كه معنای «آگاهان»، «روشنفكران»، «روشن بنیان» و «سرآمدان» را دارد. با این توصیف، گروهی از «بزرگان» جهان كه خود را گلچین شدگانی از میان نخبگان و برگزیدگان می دانند، بر آن شدند كه قدیمی ترین، مرموزترین و محرمانه ترین سازمان های مخفی «اربابان (خود خوانده) جهان» را بدین نام بخوانند. غالب این سازمان ها در جامعه پایگاه و اعضایی دارند و هویت آنها بر مردم معلوم است، اما اعضای «ایلومیناتی» به وضوح شناخته شده نیستند، اگرچه برخی نام ها مصرانه بر زبان ها جاری است. قدر مسلم آن كه، این سازمان از خاندان های بزرگ سرمایه داران یا اشراف، مانند «راتشیلد»ها، «هریمن»ها، «راسل»ها، «دوپون»ها، «ویندسور»ها و یا «راكفلر»ها- از جمله، «دیوید راكفلر» اجتناب ناپذیر، از بنیانگذاران گروه «بیلدربرگ» و «شورای سیاست خارجی»- تشكیل شده است. در ذیل با یكی از قدرتمندترین سازمان هایی كه خود را «ارباب جهان» می دانند، آشنا می شویم.ترجمه و تنظیم: مژگان نژند«ایلومیناتی»ها در شكل كنونی خود از سال 1776 به فعالیت مشغولند. در این تاریخ، فردی مسیحی- از «ژزوئیت»های سابق- به نام «آدام وایسهاوپت» فرقه «ایلومیناتی» را در «باویر» آلمان بنیان نهاد. در آن دوران، پروژه «ایلومیناتی»ها تغییر كامل و بنیادین جهان از طریق نابودی قدرت نظام های سلطنتی را شامل می شد كه در آن زمان مانعی بر سر راه پیشرفت جامعه و اندیشه ها به شمار می آمدند. گفته می شود كه انقلاب كبیر فرانسه و بنیانگذاری ایالات متحده نیز حاصل استراتژی آنان بوده است. از دیدگاه «ایلومیناتی»ها، دموكراسی سیاسی «وسیله»ای بیش نیست و به هیچوجه نمی تواند یك «هدف» انگاشته شود. از نظر آنها، جماعت مردم به طور طبیعی جاهل و احمق و بالقوه تندخو و زودخشم است، و بنابراین جهان صرفا باید از سوی نخبگانی آگاه و روشن بین هدایت گردد. بدینسان، اعضای این گروه به مرور زمان از «توطئه گرانی خرابكار» به «سلطه گرانی بیرحم» تبدیل گردیده اند كه هدف اصلی و اساسی شان حفظ قدرت و استیلای خود بر مردم است.
تأسیس گروه «ایلومیناتی» سرآغاز اجرای طرحی بود كه باید طی قرون متمادی و از طریق كنترل نظام مالی نوظهور انجام می پذیرفت تا استیلای كامل بر جهان حاصل گردد، و به همین منظور نیز طراحی شده بود. اجرای این طرح سپس در بطن این «برگزیدگان موروثی» از میان نخبگان و روشنفكران، همانند مشعلی پایدار، نسل به نسل دست به دست گردیده، با تحولات تكنولوژیك، اجتماعی و اقتصادی مطابقت یافت.



برخلاف دیگر سازمان های «اربابان جهان»، «ایلومیناتی»ها صرفا یك «باشگاه تعمق» ساده و یا یك «شبكه نفوذی» نیستند، بلكه سازمانی را تشكیل می دهند كه ماهیت واقعی آن كاملا مبهم، مشكوك، محرمانه و اسرارآمیز است.
رهبران سیاسی و اقتصادی خود را نزد مردم اشخاصی بسیار منطقی و مادی گرا جلوه می دهند. اما، اگر مردم می دانستند كه برخی از این اشخاص در جوامعی پنهان و زیرزمینی كه در آنها كیش خدایان مصر و بابل- مانند «ایزیس»، «اوزیریس»، «بعل»، و یا «سمیرامیس»- را به جای می آورند، در مراسمی عجیب و غریب شركت می جویند، كاملا شگفت زده و متعجب می گردیدند.
واژه «ایلومیناتی» از كلمه لاتین «ایلومیناره» سرچشمه می گیرد كه خود به معنای «روشن كردن»، «دانستن» و «شناختن» است. پس، «ایلومیناتی» معنای «آگاهان»، «روشنفكران» و یا «روشن بینان» را دارد. و در واقع نیز، «ایلومیناتی»ها خود را صاحب شناخت، كرامت و خردی برتر می دانند كه از زمان های بسیار دور به ارث برده اند و بر این پندارند كه این خود بدانها مشروعیتی برای فرمانروایی بر بشریت می بخشد. «ایلومیناتی»ها شكل مدرن یك جامعه مخفی و سری بسیار قدیمی به نام «اخوت مار» را تشكیل می دهند، كه ریشه و اصل آن به ریشه های تمدن غرب، در بیش از 5000 سال پیش، یعنی تمدن های سومر و بابل بازمی گردد.
تمدنی كه امروز بر جهان حاكم است، در واقع ادامه تمدن «سومر»ی است كه هر آنچه را كه خصوصیت تمدن غربی را تشكیل می دهد- مانند دولت، پول، تجارت، مالیات، برده داری، ارتش های سازماندهی شده و یك توسعه طلبی و جهان گشایی گسترده بر پایه جنگ هایی مداوم و به خدمت گیری دیگر اقوام و ملل- اختراع كرده است. تمدن «سومر» همچنین نخستین تمدنی بود كه به محیط زیست خود آسیب فراوانی وارد آورد. تمدن های سومری و بابلی با بهره برداری بیش از حد از زمین های كشاورزی پس از اختراع «آبیاری» زمین ها، دشت های سرسبز را به بیابانی كه امروز «عراق» نام دارد، مبدل ساختند.
از دوران تمدن های سومر و بابل به این سو، «اخوت مار» با گرفتن اشكال و اسامی متعدد و گوناگون و اجرای نفوذ خود بر مذاهب و قدرت های سیاسی متوالی همچنان تداوم یافت، و آن نیز در تسلسلی كه بسیاری از آنان از جمله «مكاتب حكمت» مصری و یونانی، كلیسای مسیحی «رم» (كه در راستای ریشه دوانیدن در اروپا همانند «وسیله نقلیه ای» از سوی «اخوت مار» مورد استفاده قرار گرفت)، «مروونژین»ها (نخستین سلسله سلاطین فرانسه كه از اواخر قرن پنجم میلادی تا اواسط قرن هشتم بر این كشور فرمانروایی داشتند)، «تامپلیه»ها یا «معبدیون» (و شاخه های متعدد و فراوان آنها مانند «فراماسون»ها، «رزكروا»، «پریوره دو سیون»، «فرقه نظامی و بیمارستانی سن ژان بیت المقدس»، «مسلك مالت» و...) و بالاخره، «ایلومیناتی» و سازمان های وابسته را دربرمی گرفت.
نماد «ایلومیناتی»ها بر اسكناس های یك دلاری آمریكا كاملا مشهود است و هرمی است كه قله (برگزیدگان و نخبگان) آن توسط «چشمی آگاه و روشن بین» نورانی گردیده و بر «پایه كور» هرم- كه از آجرهایی مشابه (مردم) ساخته شده است- تسلط دارد.
دو اشاره و تذكر مشهود بر روی اسكناس ها نیز بسیار پرمعنا هستند: «نووس اردو سكلوروم» (NOVUS ORDO SECLORUM) معنای «نظم نوین برای قرن ها» را دارد. یا به عبارت دیگر، «نظم نوین جهانی» است. و «آنوئیت سوپتیس» (ANNUIT COEPTIS)، «طرح ما با موفقیت روبرو خواهد شد» معنا می دهد. طرحی كه امروز با تحقق نهایی خود چندان فاصله ای ندارد.


هرم «ایلومیناتی» و دولت جهانی
«ایلومیناتی» سازمانی شیطانی است كه درصدر خود خانواده «راتشیلد» (Rothschild) را دارد، و در بطن آن نیز فراماسون ها، كمونیست ها و اعضای دیگر انجمن ها و مؤسسات را می یابیم. این سازمان بسیار گسترده بوده، در آن به امور سیاسی و مالی و طرح استقرار دولتی جهانی و متحد پرداخته می شود. سازمان «ایلومیناتی» آنچه را در توان و قدرت خود دارد به منظور تأسیس این دولت جهانی به كار می بندد، هر چند قرار باشد برای تحقق این هدف جنگ جهانی سومی نیز به راه افتد. تركیب این هرم جهنمی نیز به شكل ذیل است:
¤ چشمی كه همه چیز را می بیند: و این چشم، چشم شیطان است. روحی رهنما و هدایت گر، نهاد رهبری داخلی.


¤ آرتی (RT): خانواده «راتشیلد» است. به عبارت دیگر ، محكمه و دادگاه «راتشیلد». «ایلو میناتی»ها این خاندان را تجسم خدایان می دانند و كلام آنها حكم قانون را دارد.
¤ شورای 13 نفره: شورای بزرگ «راهبان » است، 13 راهب بزرگ كه رهبانیت و آیین خصوصی «راتشیلد» را تشكیل می دهند.
¤ شورای 33 نفره: بالاترین رده فراماسون های جهان سیاست، اقتصاد و كلیسا را شامل می شود. این افراد برگزیدگان و نخبگان «كمیته 300 نفره» به حساب می آیند.
¤ كمیته 300 نفره: این كمیته در سال 1729 و به منظور پرداختن به امور بانكی و تجاری بین المللی و حمایت از قاچاق تریاك، از سوی «كمپانی تجاری هند شرقی انگلیس» یا«BEIMC» (British East India Merchant Company) تأسیس گردیده است. ریاست «كمیته 300 نفره» را خاندان سلطنتی انگلیس برعهده دارد. این «كمیته» نماینده كل نظام بانكی جهان و نیز مهمترین در میان نمایندگان كشورهای غربی است. كلیه بانك ها از طریق خانواده «راتشیلد» با «كمیته 300 نفره» ارتباط می یابند. برخی اسامی شناخته شده تر این كمیته عبارتند از: «جرج بوش»، «لرد چمبرلن»، خانواده «فوربس»، «فردریك نهم» پادشاه دانمارك، «جرج لوید»، سر «ادوارد هیگ»، «سر «داگلاس هریمن»، «هنری كیسینجر»، «فرانسوا میتران»، «اولاف پالمه»، پرنسس «بئاتریكس»، پرنس «رنیه» موناكو، ملكه «الیزابت دوم»، ملكه «جولیانا»، «دیوید راكفلر»، بارون «راتشیلد»، كاردینال «تیسن بورنمیسزا»، بارون «هانس هاینریش واندربیلت»، خانواده «فون فینك، بارون» اگوست فون ها بزبورگ» و...
دولت جهانی
به جای قدرت رو به زوال دولت های «كشور-ملت»ها، قدرت جدیدی روی كارآمده است كه جهانی وكلی و از كنترل دموكراسی بدور و محفوظ است. بدینسان، شهروندان كماكان به انتخاب نهادهای ملی می پردازند، در حالی كه قدرت واقعی به مراكز جدید انتقال یافته است.
به عبارت دیگر، كره زمین امروز از سوی صورتی نجومی متشكل از سازمان هایی با نقش های اجرایی و یا سیاسی اداره می شود. سازمان های اجرایی خود به سه طیف قدرت تقسیم می گردند:
- طیف قدرت اقتصادی و مالی
- طیف قدرت نظامی و پلیس
- طیف قدرت علمی
قدرت سیاسی این نظام توسط طبقه و رده چهارمی از سازمان ها به اجرا درمی آید، كه عبارتند از: «كلوپ های تعمق»، شبكه های نفوذی، و یا همایش های «لیدرهای جهانی» (Global Leaders) مانند «گروه بیلدربرگ» و یا «مجمع اقتصادی جهانی داووس».
تمامی این سازمان ها از نزدیك با یكدیگر مرتبط بوده و مكمل همدیگرند و هیچ رقابتی میان آنها برپا نیست. آنها در واقع مجموعه ای را تشكیل می دهند كه انسجام آن به واسطه تعلق همزمان برخی شخصیت های عضو به سازمان های متعدد، تأمین می گردد. این اشخاص كلیدی را می توان «اربابان جهان» تلقی كرد. برخی از آنان - مانند «جرج بوش» (پدر) و یا «هنری كیسینجر»- در شمار لیدرهای سیاسی سطح بالا قرار دارند. اما، غالب آنها برای مردم عادی ناشناخته باقی مانده اند.
نظام این سازمان با نبوغ بسیاری طراحی شده است. بدین گونه كه، بسیاری از این سازمان ها- كه ساختاری شبكه ای دارند- مأموریت و تكلیفی واحد را دنبال می كنند، و مراكز و نیز «چرخه های فرماندهی» آنها در راستای تأمین امنیت بیشتر و ثبات مجموعه، دو یا سه برابر گردیده اند. بدین شكل، در صورت بی فایده و بی اثرشدن یكی از سازمان ها و یا رابط ها، كنترل كل زیر تهدید قرار نمی گیرد. دقیقاً همانند اینترنت، كه نظامی است بدون مركزیت واحد و در آن جریانات اطلاعاتی می توانند یك مركز محلی از كارافتاده را براحتی «دوربزنند».
نهادهای اجرایی «ایلومیناتی»ها عبارتند از:
¤ سازمان همكاری و توسعه اقتصادی اروپا (OCDEیا OECD): سازمان هدایت كننده «بازار نوین فرا آتلانتیك» (AMI یا MAI)، كه قوانین و مقررات تجارت جهانی را مشخص ساخته، از نزدیك بر سیاست اقتصادی كشورهای غربی تأثیرگذار است. این سازمان 30 كشور توسعه یافته را كه «از اصول اقتصاد بازار پیروی می كنند،» گردهم می آورد.
¤ صندوق بین المللی پول (FMI یا IMF) و بانك جهانی: این دو نهاد مالی اقتصاد و محیط زیست كره زمین را از طریق وام هایی كه به شرط اجرای یك سیاست اقتصادی فوق لیبرال، و به زیان واقعیت های انسانی و اكولوژیك اعطا می گردد، ترسیم می كنند.
¤ سازمان تجارت جهانی (OMC یا WTO): قوانین و مقررات تجاری جهانی را از طریق كاهش بیش از حد اختیار تصمیم گیری كشورها در زمینه اقتصاد و یا محیط زیست، تعیین می كند.
¤ كمیسیون اروپا (یا «كمیسیون بروكسل»): كه دولت اتحادیه اروپاست. اعضای این كمیسیون انتخاب نمی شوند، و مردم نیز هرگز در جریان نتایج تصمیم گیری های آنان قرار نمی گیرند.
بخش های فزاینده ای از قدرت كشورها به این «كمیسیون» كه تحت هیچ كنترل دموكراتیكی قرار ندارد، انتقال داده شده است (80 درصد قوانینی كه در كشورهای عضو اتحادیه اروپا به اجرا درمی آید، قوانین اروپایی هستند).
انتقال بخش هایی از حاكمیت كشورها از سوی سیاستمدارانی از جناح های راست و چپ و با هدف خارج ساختن بخش مهم و اساسی تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی از حیطه اختیارات تصمیم گیری عمومی، انجام پذیرفته است.
علاوه بر این، «كمیسیون اروپا» خود تماماً زیر نفوذ لابی های صنعتی قرار دارد كه الهام بخشان بزرگ قوانین و مقررات اروپایی هستند. سیاست اروپا با همكاری نزدیك «میزگرد اروپا» (European Round Table) تعیین می گردد كه سران بزرگترین شركت های چند ملیتی اروپا را گردهم می آورد. «میزگرد اروپا» در تمامی تصمیمات بزرگ اقتصادی، مالی، اجتماعی و یا زیست محیطی شراكت دارد. و بالاخره، بسیاری از كمیسرهای اروپایی به شركت های چند ملیتی و یا شبكه های نفوذی طرفدار لیبرالیسم و جهانی سازی بسیار وابسته اند.
از دیگر سو، بسیاری از كمیسرهای اروپایی در شمار اعضای گروه بسیار قدرتمند «بیلدربرگ» قرار دارند، كه «خوزه مانوئل باروسو» (رئیس كنونی كمیسیون اروپا، نخست وزیر سابق پرتغال)، «فریتز بولكشتاین» (كمیسر اروپا، بانی «قانون بولكشتاین»)، «رومانو پرودی» (رئیس سابق كمیسیون اروپا، نخست وزیر سابق ایتالیا)، «ژاك سانته» (رئیس سابق كمیسیون اروپا، نخست وزیر سابق لوكزامبورگ)،سر «لیون بریتان» (معاون كمیسیون، مذاكره كننده سابقه اروپا برای «گات»)، «پاسكال لامی» (مسئول تغییرات به وجود آمده در ماده 133 «معاهده آمستردام» كه هدف از آن، انتقال اختیارات كشورهای عضو به «كمیسیون» در زمینه مذاكرات و امضای معاهدات اقتصادی از نوع«AMI« یا«MAI« بوده است)، «ادیت كرسون» (عضو سابق «كمیسیون اروپا»، نخست وزیر اسبق و وزیر سابق بازرگانی فرانسه، عضو سابق هیئت مدیره «اشنایدر»)، «اما بونینو» (معاون كنونی مجلس سنای ایتالیا، وزیر سابق امور اروپایی و تجارت خارجی در دولت دوم «رومانو پرودی»)، «ماریو مونتی» (رئیس كنونی دانشگاه «بوكونی» میلان، كمیسر مسئول رقابت تجاری در دوران ریاست «رومانو پرودی» و از مسئولان «بروگل»، یك «مركز یا اتاق تفكر» اروپا كه در سال 2005 تأسیس گردیده است)، «هانس وان دن بروك» بلژیكی، «كارل وان میرت» (وزیر ایالتی بلژیك از جناح سوسیالیست ها، كمیسر اسبق اروپا در امور رقابت تجاری بین سال های 1994 و 1999)، «اركی لیكانن» (رئیس بانك فنلاند و عضو هیئت مدیره بانك مركزی این كشور، رئیس «صندوق بین المللی پول» فنلاند، عضو اسبق كمیسیون اروپا) و «ریت بیرگارد» (سیاستمدار دانماركی، عضو اسبق كمیسیون اروپا در امور محیط زیست)، ازجمله آنانند.
شایان ذكر است كه«AMI» ( به زبان فرانسه ) یا«MAI»( به زبان انگلیسی) یك توافق بین المللی است كه به طور كاملاً پنهان و محرمانه از سال 1995 تحت نظارت «سازمان همكاری و توسعه اقتصادی اروپا» به اجرا درآمده و پیامدهای آن خطری بی سابقه برای دموكراسی محسوب می شود. رسانه ها كه اغلب به چندملیتی های طرفدار این توافقنامه تعلق دارند، درمورد وجود و محتوای این معاهده پیوسته سكوتی خارق العاده اتخاذ كرده اند.
اصل عمده«AMI» برپایه ایجاد مجموعه ای حقوق برای چندملیتی ها، به زیان دولت ها و مردم استوار است، بی آن كه درازای آن كمترین اجباری را برای این شركت ها به وجود آورد.
در بانك مركزی اروپا(BCE) نیز اشخاصی را می یابیم كه در شمار اعضای گروه «بیلدربرگ» قرار دارند. مانند: «ژان كلود تریشه» (رئیس بانك مركزی اروپا)، «ویم دویسنبرگ» (رئیس سابق هیئت مدیره بانك مركزی اروپا، رئیس سابق «ندرلاندشه بانك»)، «اوتمار ایسینگ» (عضو هیئت مدیره بانك مركزی اروپا) و «توماسو پادوا شیوپا» (عضو كمیته اجرایی این بانك).
كلوپ های تعمق
باشگاه ها یا «كلوپ های تعمق» نیز عبارتند از:
¤ مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) : سازمانی است كه قدرتمندترین و ثروتمندترین مردان كره زمین را دربرمی گیرد. معیار پذیرش در بطن این شبكه، سطح قدرت، ثروت و نفوذ كاندیدا در زمینه اقتصادی، سیاست بین المللی، تكنولوژی و یا رسانه هاست. نشست عمده «مجمع اقتصادی جهان» هرساله در پایان ماه ژانویه در «داووس» سوئیس انجام می پذیرد. درسراسر طول سال نیز، مهمترین اعضای این سازمان ازطریق یك شبكه برتر كنفرانس ویدئویی به نام «ولكام»(Wellcom) با یكدیگر درارتباط اند. این شبكه به آنها اجازه می دهد در هر لحظه پیرامون تصمیمات مهم جهانی با هم به مشورت بنشینند.
¤ كمیسیون سه جانبه: یك نهاد تعمق بین المللی است كه در سال 1973 به طور مشترك توسط «دیوید راكفلر» و «زبیگنیو برژینسكی» (مشاور سابق رئیس جمهور «جیمی كارتر») بنیان نهاده شده است. این نهاد سران سه منطقه اقتصادی عمده، یعنی آمریكای شمالی، اروپای غربی و ژاپن را گردهم می آورد.
¤ شورای روابط خارجی(CFR) : سازمانی آمریكایی است كه از رهبران سیاسی و یا اقتصادی رده بالا (مانند «جرج بوش» پدر، «هنری كیسینجر» و یا «دیوید راكفلر»، رئیس شورای روابط خارجی) تشكیل شده است. شورای مشورتی(CFR) شامل نمایندگان خارجی می شود، مانند: «میشل روكار» (نخست وزیر اسبق فرانسه)، «اتو لامسدورف» (وزیر اسبق دارایی آلمان)، «برایان مالرونی» (نخست وزیر اسبق كانادا) و یا لرد «كانراد بلك» (رئیس گروه مطبوعاتی «هولینگر» و از نزدیكان دولت «بوش»).
¤ گروه بیلدربرگ: این گروه در سال 1954 تأسیس گردیده و بدون شك قدرتمندترین شبكه نفوذی است. «گروه بیلدربرگ» شخصیت هایی از تمامی كشورها، رهبران سیاسی، اقتصادی، مالی، رسانه ها، و نیز تعدادی از دانشمندان و دانشگاهیان را گردهم می آورد. از دیدگاه این افراد كه پیرامون شبكه های قدرت به تحقیق می پردازند، «گروه بیلدربرگ»، «دولت واقعی جهانی» است. رئیس و بنیانگذار مشترك «گروه بیلدبرگ»، «دیوید راكفلر» است.
كشورهای عضو «گروه بیلدربرگ» عبارتند از: آمریكا، كانادا، انگلیس، فرانسه، بلژیك، سوئیس، هلند، آلمان، اتریش، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، نروژ، سوئد، دانمارك، فنلاند، لوكزامبورگ، ایرلند و بسیاری كشورهای دیگر.
¤ لوسیكل(Le Siecle) : به معنای «قرن»، یك باشگاه تعمق است كه قدرتمندترین و پرنفوذترین اعضای طبقه رهبری كشور فرانسه را گردهم می آورد. مسئولان سیاسی، رؤسای شركت های بزرگ و روزنامه نگاران رسانه های «اندیشه ساز» در شمار اعضای آن قرار دارند.
¤ بنیاد سن سیمون: سازمانی بسیار مشابه «لوسیكل» است. این سازمان در سال 1999 پس از كمك فراوان به تغییر گرایش ایدئولوژیك چپ فرانسه به لیبرالیسم، منحل گردید.
¤ مؤسسه روابط بین الملل فرانسه(IFRI) : نوعی «شورای روابط خارجی» اما از نوع فرانسوی آن است. سیاستمدارانی با گرایشات چپ و راست، رؤسای شركت های بزرگ، روزنامه نگاران وبرخی دانشگاهیان اعضای این مؤسسه را تشكیل می دهند.
¤ كلوپ رم: یك «باشگاه تعمق» رهبران سیاسی و اقتصادی عمدتاً اروپایی است.
جوامع مخفی و زیرزمینی
¤ بوهمیانز كلوپ: جامعه ای زیرزمینی و مخفی است كه در آن قدرتمندان جهان به منظور شركت در مراسمی عجیب و غریب كه رنگ شیطان پرستی به خود گرفته اند، گردهم می آیند.
اربابان جهان چه كسانی هستند؟
شركت كنندگان و اعضای سازمان های «اربابان جهان» به راستی چه كسانی هستند؟ می توان گفت، بر خطوط چهره آنان خصوصیات مشتركی نقش بسته است، مانند: حیله و تدبیر، هوش سرشار، سنگدلی و قساوت، عزم راسخ، بی شرمی و وقاحت، بی تفاوتی كامل نسبت به مسائل اخلاقی («هدف وسیله را توجیه می كند!») و لذت توصیف ناپذیر تعلق به قشر برگزیدگان و نخبگان و مشاهده جهان از فراز و قله هرم...
و در شمار این اربابان «خودخوانده» ازجمله شخصیت های ذیل را می بینیم:
«هنری كیسینجر» (وزیر خارجه «نیكسون»، رئیس «كیسینجر آسوشیتس آی ان اس)، «جرج بوش» پدر (رئیس جمهور اسبق آمریكا، رئیس «سیا» در سال های 1976 تا 1977)، «فیلیپ ژافره» (رئیس سابق «الف»، مدیركل بانك «كردیت آگریكول»)، «جووانی آنیلی» (رئیس «فیات»)، «میشل كاندوسو» (رئیس سابق بانك جهانی، رئیس اسبق «بانك فرانسه»)، «ژان كلود تریشه» (رئیس «بانك فرانسه»، رئیس بانك مركزی اروپا)، «جولیو آندرئوتی» (مردی كه 30سال بر ایتالیا حكومت كرد و در بسیاری از رسوایی های مرتبط با مافیا، فراماسون ها و بمب گذاری های راست افراطی در سال های دهه 1970 دست داشت)، «هیلاری كلینتون» (سناتور سابق حزب دموكرات، وزیر خارجه كنونی آمریكا، همسر «بیل كلینتون»)، «تونی بلر» (نخست وزیر سابق انگلیس)، «جیمز ولفنسون» (رئیس سابق بانك جهانی)، «دیوید راكفلر» (رئیس «چیس منهتن بانك»)، «بیل گیتس» (رئیس مایكروسافت)، «فرانتس فرانیتسكی» (صدراعظم اسبق اتریش)، «هیلمار كوپر» (رئیس هیئت مدیره «دویچه بانك» آلمان)، «زبیگنیو برژینسكی» (عضو شورای روابط خارجی، مشاور سابق رئیس جمهور «جیمی كارتر»)، «پاسكال لامی» (كمیسر اروپا و طرفدار سرسخت«AMI» )، «جولیو ترمونتی» (وزیر دارایی ایتالیا، نماینده «فورتزا ایتالیا»، حزب «برلوسكنی»). «موریس لیپنز» (رئیس «فورتیس بانك») و...

کیهان


[ دوشنبه 1393/03/5 ] [ 05:54 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه