تبلیغات
عاشقان امام علی علیه السلام - آشنایی با جریان ‏های اصلی فمینیستی در ایران 3

عاشقان امام علی علیه السلام

آشنایی با جریان ‏های اصلی فمینیستی در ایران 3
4. تفسیرهای نامناسب احکام و مفاهیم دینی

1. مفهوم عدالت. آنان عدالت عرفی را می‏پسندند نه عدالت عقلی را. در اعتقادات شیعه، عدالت یک اصل محوری است که بر تمام دین، تکوین و تشریع حاکم است. مفهوم عدالت در دیدگاه اسلامی عقلی است و در بستر زمان و مکان تغییر نمی‏کند؛ زیرا از مستقلات عقلیه است؛ یعنی عقل بدون کمک گرفتن از شرع به حسن آن حکم می‏کند. در مقابل، به مفهومی از عدالت بر می‏خوریم که عدالت عرفی نام دارد؛ تعبیری از عدالت که جامعه علمی هر زمان بر آن65 صحه بگذارد اگرچه در زمان‏های دیگر مورد تایید نبوده باشد. در این حال، عدالت عرفی مفهومی تغییرپذیر است. از اینجا معلوم می‏شود که عدالت از نگاه روشنفکران و فمینیست‏های اسلامی گرچه از اهداف مورد نظر دین است؛ اما این مفهوم در ذات خود تغییرپذیر است و با این تعبیر از عدالت می‏توان بسیاری از احکام زنان را که در ذهن کنونی جامعه ما عادلانه تلقی نمی‏شود، لغو شده اعلام کرد. اما آیا چنین برداشتی از عدالت به معنای آن نیست که آموزه‏های دینی را تابع دیدگاه‏های فلسفی غرب و تفسیری مطابق با اومانیسم، سکولاریسم، فردگرایی و نسبیت گرایی بدانیم. به علاوه دلیل اعتبار عدالت عرفی چیست و چگونه می‏توان آن را به دین نسبت داد؟
2. مفهوم تساوی. آنان این مفهوم را دقیقا به معنای تشابه می‏گیرند و به سوی برداشتن مرزهای جنسیتی گام برمی‏دارند. برخی از فمینیست‏های مسلمان تصریح کرده‏اند که تفاوت‏های تکوینی میان زن و مرد نباید به تفاوت‏های تشریعی و حقوقی میان آنان منجر شود.66 نگاه تشابه‏گرا به احکام حقوقی زن و مرد در ارث‏بری، دیه، قصاص، سرپرستی خانواده و مسائلی از این دست، نتیجه این نگرش است. البته این تفسیر از تساوی برخلاف آموزه‏های روشن دینی است. آنچه در دین مورد تأکید است اقامه قسط و عدل است. زن همچون مرد انسانی است که از استعداد برخورداری از کمالات انسانی، بهره‏مند است؛ اما خداوند بر اساس حکمت سرشار خود برای سامان‏دهی به امور اجتماعی، تفاوت را در بین زن و مرد قرار داده است و خواسته‏های متفاوتی نیز از این دو جنس دارد. تمام این تفاوت‏ها، عادلانه و همسو با تعالی هر دو جنس است.
3. مفهوم آزادی. که بیشتر فمینیست‏های اسلامی تندرو بر آن پای می‏فشارند ناظر به مسئله حجاب است؛ چنان که نیره توحیدی حجاب را حربه‏ای در خدمت سیاست‏های جنسی و از قید و بندهای محدودکننده می‏داند و در عین حال، سیاست رضاخانی کشف حجاب را به دلیل آن که زورمدارانه است برنمی‏تابد.67 این تفسیر هم پایگاه دینی ندارد. کشف حجاب چنان که تجربه تاریخی ملت ایران نیز مؤید آن است، زمینه‏ساز نگاه ابزاری به زن و محدود کننده زن و مرد است. زنان را از تأثیرگذاری مفید اجتماعی و مردان را از توجه به خلاقیت‏ها و هدایتگری زنان باز می‏دارد.
4. خانواده. فمینیست‏های اسلامی برخلاف فمینیست‏های غربی که نهاد خانواده و مادری را ساخته نظام مرد سالاری و برای تحکیم اقتدار خویش می‏دانند، بر حفظ کیان خانواده اصرار و به نقش زن در خانه به عنوان همسر و مادر توجه دارند و گاه از دیدگاه‏های لیبرالیستی به دلیل آن که مصالح جامعه و خانواده را در پای اعتقاد به فردگرایی افراطی قربانی می‏کنند، انتقاد می‏نمایند. به همین دلیل، مخالفت خود را با هم‏جنس‏گرایی که به نظر آنان گرایش افراطی به حساب می‏آید، اعلام کرده‏اند.از دید آنان، نهاد خانواده و مادری در ذات خود مشکل‏زا نیست. با این حال از خانواده سنتی که مبتنی بر سلسله مراتب و سرپرستی مرد و حامل ارزش‏های جامعه سنتی است، انتقاد می‏کنند و خواهان خانواده‏ای بر اساس برابری نقش‏ها و نفی سرپرستی مرد هستند.
هرچند این دفاع از خانواده در مرحله نظر است و هنگامی که به مرحله عمل می‏رسند راهبردهایی پیشنهاد می‏کنند که در مواردی در جهت تزلزل خانواده است. ازاین‏رو بهتر است که تعریف خود از خانواده را روشن‏تر بیان کنند تا امکان داوری بهتر فراهم آید. استقلال اقتصادی و اشتغال از مهم‏ترین شعارهایفمینیست‏هاست که فمینیست‏های اسلامی هم بر آن پای می‏فشارند. به نظر آنان این راهبرد، خودباوری زنان را افزایش می‏دهد، نگرانی آنان را از آینده کمتر می‏کند و آنان را برای مقابله با تعدیات احتمالی همسر آماده می‏سازد. ولی آیا به راستی تاکید بر اشتغال زنان به طور اساسی به تقویت نظام خانواده کمک کرده است؟
برای پاسخ به این سؤال به جهت اهمیّت فوق‏العاده خانواده در نظام اجتماعی و آموزه‏های دینی، بهتر است تاثیر مدرنیزاسیون بر خانواده را به تفصیل بررسی کنیم. باشد که مروجان ایده کم‏رنگ کردن بنیاد خانواده، بازنگری جدی‏تری در ایده و افکار خویش داشته باشند.

تأثیر مدرنیزاسیون بر خانواده

آثار دگرگونی در زیست بشر، ابتدا در خانواده بروز می‏کند؛ زیرا آغاز زندگی از درون خانواده شکل می‏گیرد و سپس توسعه و تنوع می‏یابد. در حالت متعادل، خانواده دارای هویت و اصالت است، ولی با تغییر شرایط، خانواده از معناداری می‏افتد و با بحران پوچی درگیر می‏شود.
نقطه عطف بحران خانواده در دنیای امروز، از دست دادن ارزش‏های ذاتی خانواده است. خانواده در جوامع غیرصنعتی، مسؤولیت‏های چندگانه‏ای داشته است. مراقبت، نگهداری و تربیت فرزندان، تغذیه، کار در منزل و نگهداری از سالمندان از جمله مسؤولیت‏های خانواده و به‏ویژه زنان بود؛ ولی با صنعتی شدن و نهادینه شدن اصل تقسیم کار، بسیاری از این وظایف به نهادهای صنعتی، خدماتی، بهداشتی و آموزشی که مستقل از خانواده بودند، محول شده است. اعضای خانواده، غذاهای آماده را از فروشگاه‏های بزرگ در بسته‏بندی‏های معین می‏خرند و در مدت زمان کوتاهی با وسائل برقی آماده خوردن می‏کنند.گفت‏وگوهای پس از شام به سرگرمی در بازی‏ها، گوش دادن به موزیک و دیدن برنامه‏های ارائه شده رادیو و تلویزیون و بازی‏های ویدیویی و فیلم‏های تلویزیونی یا سینمایی تبدیل شده و پیران خانواده نیز با سپری نمودن بقیه عمر خویش در خانه‏های سالمندان از دیگر اعضای خانواده جدا می‏شوند و کمتر امکانی برای حمایت جمعی می‏یابند. در این صورت، حمایت روانی، روحی و انسانی دیگر اعضای خانواده برای هر یک از اعضای نیازمند وجود ندارد؛ بلکه به مؤسسه‏های روانکاوی و روان درمانی سپرده شده است. آنها با دریافت پول موظفند تا به رفع مشکلات روانی و اخلاقی افراد مبتلا به آسیب‏های روانی و اجتماعی بپردازند.68
با بحرانی شدن موقعیت خانواده در جهان نوسازی شده صنعتی، بیشترین زیان آن متوجه زنان است؛ زیرا حتی در خانواده‏هایی که زن منزلتی نداشت دست‏کم به عنوان مادر خانواده، نقش محوری داشت؛ ولی با ویران شدن جایگاه خانواده در دنیای مدرن، به طور طبیعی چنین نقشی از زنان گرفته شد. به راستی باید دید بر اثر دگرگونی‏های نو چه نقشی به زنان داده شده که هم سنگ با نقش مادری باشد!
در واقع، نگاه سرمایه‏داری جدید به زنان، از جنبه زنانگی آنها نیست، بلکه به واسطه پیشرفت و تداوم چرخه صنعت است و در این میان، هر کدام، مرد یا زن به نحو مطلوب‏تر و مطبوع‏تر ایفای نقش کنند، محبوب‏ترند.
بعضی از گرایش‏های فمینیستی، نتیجه اعتراضی است که زنان جوامع غربی به نگرش سوداگرانه صاحبان سرمایه به زنان داشته‏اند. بنابراین، نباید تصور کرد که موقعیت اجتماعی زنان در جامعه صنعتی بهتر از دیروز است. یکی از صاحب‏نظران غربی می‏گوید:
من منکر آن نیستم که زنان قبلاً مورد رفتار ناشایست و حتی در معرض شکنجه قرار می‏گرفتند، ولی به عقیده من وضع آنها هیچگاه به اندازه امروز که فرمانروای خانه و نیز رقیب اداری مردانند، رقت‏بار نبوده است.69
اصولاً در نظام سرمایه‏داری جدید، زنان به دو دلیل باید در بیرون از خانواده اشتغال یابند: نخست، حفظ ماهیت مصرف کنندگی خانواده هسته‏ای است و دلیل دیگر این که اشتغال زنان، ارزان‏تر و بی‏دردسرتر است؛ زیرا بسیاری از آنان برای باقی ماندن در کار، حاضر به قبول دست‏مزدهای پایین‏تر از مردانند.
صنعتی شدن، در اوایل، باعث تعارض‏های شدید میان کارگران، به خصوص کارگران مرد و زن شد. زنان برای باقی ماندن در کار، حاضر به قبول دست‏مزدهای پایین‏تر از مردان بودند. زن بافنده ماهر، روزی یک فرانک و مرد ماهر روزی چهار فرانک مزد می‏گرفت. در سال 1870 متوسط دست‏مزد زن در پاریس 14/2 فرانک و متوسط دست‏مزد مردان 75/4 فرانک بود.70
در واقع، نگاه سرمایه‏داری جدید به زنان از آن رو که زن هستند، نیست؛ چنان که به مردان هم نگاه مردانه نمی‏کند. در چنین نظامی جنبه‏های زنانگی و مردانگی کنار گذاشته می‏شود؛ بلکه پیشرفت و تداوم چرخه صنعت مهم است و هرکدام نقش مطلوب‏تری ایفا کنند، محبوب‏ترند. در حقیقت، آنچه در جامعه صنعتی دیده می‏شود مهندس، تکنسین، مدیر، نقاش، هنرپیشه، فروشنده، دلال، کارگر و... است، نه مرد یا زن. تنها زمانی مسائل زنانه اهمیت می‏یابد که چرخه صنعت با بحران مواجه شود!
نگاهی به جوامع غربی نشان می‏دهد که در حال حاضر، جوامع انسانی به موازات صنعتی‏تر شدن با ابعاد وسیع و پیچیده‏تری از خشونت درگیر است. اگر تا دو سه دههقبل در آمریکا، خشونت را چندان جدی نمی‏گرفتند، امروزه بدان توجه پیدا کرده‏اند:
در سال 1976 تنها 10% آمریکاییان این پدیده را جدی می‏دانستند و در سال 1983، 90% آنها خشونت را مهم تلقی کرده‏اند.71
بعد از تحقیقی که درباره خشونت در خانواده‏های آمریکایی انجام گرفته است، اظهار داشته‏اند که: «ما در خانواده‏های منحرف زندگی می‏کنیم.» چرا که در سال 1975 حدود دو میلیون نفر از زنان آمریکایی توسط همسرانشان کتک خورده‏اند. در سال 1970 بیش از نوزده میلیون نفر از کودکان مورد آزار قرار گرفته‏اند.72
همچنین تازه‏ترین آمارها در کشور صنعتی شده ژاپن، نشان‏دهنده افزایش شمار همسران قربانی خشونت است:
در نیمه نخست سال جاری (2000) 443 فقره گزارش در زمینه اعمال خشونت از سوی شوهران ژاپنی نسبت به همسرانشان تحویل پلیس شده که نسبت به سال پیش دو برابر افزایش یافته است.73
خشونت در محل کار نیز شایع‏ترین اشکال خشونت در جوامع پیشرفته صنعتی است. در این خشونت‏ها زنان بیشترین قربانیان را دارند. آنان با خشونت‏هایی مانند تجاوز جنسی، کتک خوردن و مجروح شدن، تهدید و ارعاب، آزار و اذیت‏های فیزیکی و روحی و اهانت‏های زبانی و غیر زبانی روبه‏رو هستند. نکته مهم در تحقیقات انجام گرفته نشان می‏دهد که در دنیای جدید، مشکل زنان، تنها کمتر بودن فرصت‏های شغلی و تبعیض در دست‏مزدها نیست؛ بلکه سوءاستفاده جنسی در محل کار نیز مشکل دیگری است.74
البته از تجارت فحشا به عنوان کثیف‏ترین و ستمگرانه‏ترین نوع خشونت نمی‏توان چشم پوشید؛ این که انسانی را از کرامت، شرافت و حرمت خدادادی‏اش به زور و خشونت محروم سازند واو را برای ارضای تمایلات نفسانی نامشروع دیگران مجبور سازند.
سوگمندانه باید گفت:
زن اروپایی در غفلت تفکر و تمدن جدید، چنان به بند کشیده شد که نتوانست درک کند عامل پیشرفت‏های اقتصادی یا سودآوری هرچه بیشتر صاحبان ثروت‏های انبوه گردیده است؛ بدون آن که در آن سود سهیم باشد.75
ناگفته نماند که حضور فیزیکی زن در بیرون از خانه با شعار آزادی و نیاز کارخانه‏داران به آنها و حمایت نظری پرزرق و برق از زنان، جنگی آشکار را بین زنان و مردان به وجود آورد که تا اعماق خانواده‏ها رسوخ کرده است. در پرتو این آزادی و تساوی و مقررات حمایتی، زن فارغ از هرگونه مسؤولیت خانوادگی و همپای مردان در کارخانه‏ها، ساعات بسیاری از عمر خود را هدر داده است، ولی در واقع آنچه که ثمره زنان گردیده، محروم شدن از کرامت انسانی است. در این راه، در کارخانه‏ها، بردگی ماشین و صاحبان ماشین، ارزشی بود که زنان به جای کرامت انسانی به آن دست یافتند. از تولیدات دستی و خلاقیت‏های هنری و به کارگیری ذوق خویش محروم شده و به واژگونی نگرش و ارزش دست یافتند.
شغل و درآمدهای ناچیز، جانشین ارزش‏های معنوی گردید. زنی که تا پیش از تولد کارخانه‏ها، محور و ستون خانواده محسوب می‏شد و خویش را منبع برآورده شدن نیازهای معنوی خانواده می‏دید، در بازارهای کار، خود را غرق دیده و از چشمه جوشان مهر، عشق و ایثار به موجودی بی احساس، خسته وبی‏رمق تبدیل شد. از مهر مادری تهی گردیده و با همسر و فرزندان بیگانه شده، به جای تکیه بر همسر، وابسته به کارخانه‏ها شد و برای کار بیشتر، نداشتن فرزند را حسنی بزرگ و گامی اساسی در راستای آزادی کامل خود برشمرد.
خانه خوابگاهی شد که اعضای بیگانه با هم، خسته و بی‏نشاط در حد ضرورت در آن حاضر می‏شوند. فرهنگ تجدد با مبانی و اصول خرد و کلان خود، زن را بدین گونه از قالب خویش خارج ساخت و در غفلتی مهیب او را به طرد غریزه مادری دعوت کرد و زن به گمان خود، جاده پیروزی را پیمود و به تدریج به ابزار وحشتناک تبلیغات تجاری تبدیل گردید و در این عرصه بیش از همه «انسانیت» او لگد مال گردید:
زن آزاد شده غربی، امروزه خود را همپای مردان و شاید بالاتر از آنها می‏داند و در نهایت آزادی، شغل‏های محترم دزدی، آدم‏کشی و سیاست را نیز فراگرفته است.76
زنان البته آنچه که از دست داده‏اند، قدرت فکری مستقل، شخصیت کریم و جایگاه رفیع خانواده است:
زن امروزی نمی‏داند که این آزادی نو، برایش مشکل پیچیده‏ای مانند دوران اسارت و بندگی به بار آورده است.77
. برابری حقوقی زن و مرد، دغدغه اصلی فمینیست‏های اسلامی در حوزه مسائل حقوقی است. دست‏یابی به نظام حقوقی در مواردی چون قضاوت، شهادت، ارث، دیه، ازدواج، طلاق و سرپرستی خانواده‏ها آرمان‏هایی هستند که برای تحقق آنها تلاش‏های چشم‏گیری کرده‏اند. کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان از آنجا که بر مفهوم تشابه بنیان شده است، مورد حمایت جدی آناناست. نگاه انتقادی آنان به قانون مدنی و مجازات با محور قرار گرفتن مفهوم تشابه شکل گرفته است. و در سال‏های اخیر، تحرک‏هایی نیز در زمینه اصلاح قوانین و مقررات داخلی صورت گرفته است.
فمینیست‏های اسلامی بر روش‏های حقوقی برای استیفای حقوق زنان تاکید می‏کنند و اصلاحات مورد نظر آنان به‏ویژه در محور روابط خانوادگی، بیشتر رنگ و بوی حقوقی دارد. آموزش حقوق به زنان از ابتدایی‏ترین پیشنهادهای آنان به منظور آشنایی زنان با حقوق خود و استیفای آن، به‏ویژه در خانواده است، ولی استیفای حقوق از طریق آموزش حقوق زنان تا چه حد مؤثر بوده است؟ مگر نه این که این آموزش زمینه تقابل را فراهم آورده و آشنا شدن زنان با حقوق خود، موجب بالا رفتن معنادار آمار طلاق، خشونت خانگی و اختلافات شده است که خود نشان‏دهنده آن است که در ارتقای وضعیت چندان موفق نبوده‏ایم؛ در نتیجه باید به شیوه‏ای دست یابیم که ضمن استیفای حقوق احتمالی زنان، آرامش خانوادگی زن و شوهر و فرزندان خدشه‏دار نشود.
6 . مشارکت اجتماعی. نگاه فمینیستی به زن آن است که وی را از هسته تحولات اجتماعی به پوسته آورده و نقش‏های کلیشه‏ای مردانه به وی واگذار می‏کند و نقش‏های مادری و همسری را کسالت‏آور و حقیر جلوه می‏دهد و در عوض نقش‏هایی مثل رانندگی کامیون، فروشندگی و تاکسی سرویس را به وی پیشنهاد می‏کند و او را تشویق می‏کند که محیط خانه را به نفع موقعیت اجتماعی رها کند. البته حضور زن در اجتماع، با محور قرار دادن خانواده و حفظ پویایی روابط خانوادگی از یک سو و حفظ احترام و امنیت زن در فعالیتی متناسب با شؤونات زنانه دیگر می‏تواند مفید باشد، اما نقطه ایده‏آل برای فمینیست‏ها این است که زنان، مرزهای جنسیتی را در نوردیده و برابر در موازنه اجتماعی، حضور درمدیریت‏ها و مشاغل را پذیرا گردند و مرزهای جنسیتی به هر شکل ممکن برداشته شود. روشن است بحث اختلاط، چگونگی روابط زن و مرد در جامعه و در محیط کار، امنیت اخلاقی و خرد نشدن زنانگی زن در زیر چرخ ماشین‏ها دغدغه اصلی آنان نیست.

نتایج و اهداف تفاسیر نادرست

جان کلام این که، آنان می‏خواهند زنان را در روابط حقوقی و اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی به‏گونه‏ای مشابه و بدون مرزهای جنسیتی تعریف کنند و زنان آزادانه به هر آن چه متمایلند، دسترسی داشته باشند. از نظر ما چنین آرمانی نه صحیح است و نه دست یافتنی. صحیح نیست؛ چون بر معیارهای عقلی و شرعی استوار نیست و چیزی که بر این معیار استوار نباشد، سعادت‏آور نخواهد بود. الگوی تشابه نیز دست‏یافتنی نیست؛ چون خداوند بر اساس حکمت خویش، زن و مرد را با تفاوت‏هایی خلق کرده و انتظارهای متفاوتی از آنان دارد. چنانچه جاری کردن الگوهای برابری در بعضی کشورها آمار طلاق، روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج، خانواده‏های تک والد، تک زیستی انسان‏ها و خشونت‏های خانوادگی و... را ایجاد کرده است.
از نگاه ما ارزشمندی واقعی هر انسان به بهره‏مندی وی از قدرت و کمال و تقرب به خداوند است که در این جهت، تفاوتی بین زن و مرد نیست و ضرورتا هر دو دستیابی به تقرب را از یک مسیر نمی‏پیمایند. برخی از امور برای مردان و بعضی برای زنان ارزشمند است؛ چنان که تامین مخارج اقتصادی خانواده از وظایف مرد، تنظیم اقتصاد مصرفی از وظایف زنان، جهاد با نفس و مال در برابر دشمنان از راه‏های تقرب مرد و نقش‏آفرینی در تربیت نیروی سازنده و رزمنده از وظایف زنان شمرده شده است. فمینیست‏های اسلامی چون از زاویه نگاه غربی به مسائل و مشکلات زنان می‏نگرند بسیاری از مشکلات، مانند بحران جنسی بابالا رفتن سن ازدواج، نگاه ابزاری به زن، شکاف نسل‏ها و بالا رفتن آمار طلاق را جدی نمی‏گیرند.
به مسئله فرار دختران، کلیشه‏ای می‏نگرند و آن را مسئله‏ای طبیعی در گذار از جامعه سنتی به مدرن تلقی می‏کنند؛ در حالی که این امر در جوامعی که مرحله گذار را نیز گذرانده‏اند، نه تنها کاهش نیافته؛ بلکه به آمار آن افزوده شده است. به وضوح می‏توان دریافت که در مورد حضور اجتماعی و اشتغال و حتی روابط خانوادگی با توصیه‏های این نظریه‏پردازان به نوعی تزلزل در بنیان خانواده دست یافته‏ایم و حتی کسانی که خود را به مبانی دینی ملتزم نشان می‏دهند، رفته رفته به بحران تئوریک نزدیک می‏شوند و باید میان آموزه‏های دینی و الگوهای تجددطلبی یکی را برگزینند؛ زیرا تفسیرهای تاویل گونه از آیات و احکام دینی همیشه ممکن نخواهد بود و در نهایت به جدایی دین از حوزه امور اجتماعی و عرفی‏گرایی و تردید در جهت کتاب و سنت خواهد انجامید.

_________________________________________________________________________________
پی نوشت :
1. «چرا تشکل مستقل زنان؟» آواى زنان، سال ششم، ش 25، بهار 1996 1375.
2. ابراهیم شفیعى سروستانى، جریان‏شناسى دفاع از حقوق زنان، مؤسسه فرهنگى کار، قم، چاپ باران،
1379، صص 42 ـ 48؛ رواق اندیشه، شماره 10، مرکز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سیما.
3. ناهید کشاورز، «فمینیسم اسلامى»، راه آزادى، ش 46.
4. نیره توحیدى، «مسئله زن و روشنفکران طى تحولات دهه‏هاى اخیر»، نیمه دیگر، ش 10، زمستان
1368.
5. همان.
6. نک: نیره توحیدى، «فمینیسم اسلامى، چالشى دمکراتیک یا چرخشى تئوکراتیک»، کنکاش، ش 13،
پاییز 1376.
7. همان.
8. «کمیته دفاع از حقوق زنان در ایران سوئد»، آواى زن، سال هفتم، ش 31 ـ 32، زمستان و بهار 1998
/ 1376.
9. همان.
10. لاله پایدار «وضعیت جنبش زنان در ایران، مصاحبه با یکى از زنان مطلع در داخل کشور»، آواى زن،
سال ششم، ش 28، بهار و زمستان 1997 / 1375.
11. نادر، «اخلاق، انسان و هم‏جنس گرایى»، آواى زن، سال هفتم، ش 30، پاییز 1997 / 1376.
12. همان.
13. رؤیا سارویان، «کنفرانس جهانى زن و جمهورى اسلامى»، آواى زن، سال پنجم، ش 24، زمستان
1995 / 1374.
14. روحى شفیعى، «جایگاه زن در خانواده و علل نابرابرى زن و مرد»، همان.
15. مهرداد درویش‏پور، «وضعیت زنان در کشورهاى اسلامى از دیدگاه فمینیسم غربى»، آواى زن، ص 7،
ش 29، به نقل از جریان‏شناسى دفاع از حقوق زنان، ص 64 .
16. آواى زن، ش 28، بهار و زمستان 1375، به نقل از جریان‏شناسى دفاع از حقوق زنان، صص 64 و 65 .
17. جریان‏شناسى دفاع از حقوق زنان در ایران، ص 85 .
18. همان، ص 88 .
19. نک: مهرانگیز کار، «دادخواست اصلاح قوانین کیفرى ایران»، زنان، سال ششم، ش 37، شهریور و مهر 1376.
20. نک: «حقوق بشر در ایران بدون تبعیض براى همه افراد بشر»، گفتگو با شیرین عبادى، جامعه، ش 8 ، 27/11/76.
21. شیرین عبادى، «منع بردگى، به هر شکل»، جامعه سالم، سال چهارم، ش18، دى 1373.
22. شیرین عبادى، «حقوق زنان پس از انقلاب»، ایران فردا، سال دوم، ش 11.
23. «حقوق بشر در ایران بدون تبعیض براى همه افراد بشر»، گفتگو با شیرین عبادى، جامعه،
27/11/76.
24. نک: ب. و نرگس صفوى، «گزارشى از هفتمین سمینار بنیاد پژوهش‏هاى زنان ایرانى در سیاتل»،
آواى زن، سال ششم، ش 26 و 27، تابستان و پاییز 1996 / 1375.
25. نک: شیرین عبادى، «منع بردگى به هر شکل»، جامعه سالم، سال چهارم، ش 18؛ دى 1373؛ «حق
حیات زنانه، همان، سال پنجم، ش 22، شهریور 1374؛ «نمى‏توانیم به گات ملحق شویم»، همان، سال پنجم، ش 23، آذر 1374؛ «وضعیت حقوقى زنان در ایران»، همان، سال ششم، ش 27، تیر 1375.
26. «دو طرح در جهت خلاف عقربه‏هاى ساعت»، پیام امروز، ش24، تیر 1377.
27. نک: نوشین احمدى‏خراسانى، جنس دوم، ج 1و 2؛ همان، سال‏نماى زنان ایرانى و جهان 1378؛
فرهنگ توسعه، سال ششم، ویژه نامه زنان، اسفند 76.
28. زنان مسلمان ایران هیچ گاه دوران سیاه رضاخان و محمدرضا شاه را که به اسم آزادى زنان ایرانى و
تحت تأثیر کشورهاى غربى، فساد و تباهى را بر زنان این کشور تحمیل کردند، از یاد نخواهند برد.
29. نیره توحیدى، فمینیسم، دموکراسى و اسلام‏گرایى، ص 14؛ همچنین نک: همان، «فمینیسم اسلامى:
چالشى دموکراتیک یا چرخشى تئوکراتیک؟»، کنکاش در گستره تاریخ و سیاست، ش 13، پاییز 1376.
30. نک: مرکز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سیماى جمهورى اسلامى، بررسى و ارزیابى کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان؛ مهرپور، حسین، حقوق بشر در اسناد بین المللى و موضع جمهورى اسلامى ایران، صص 271 ـ 278.
31. مهرانگیز کار، رفع تبعیض از زنان، مقایسه کنوانسیون رفع تبعیض از زنان با قوانین داخلى ایران، تهران:
پروین، 1378، چ 1، ص 70.
32. همان، صص 92 ـ 100.
33. جنس دوم، مجموعه مقالات ج 2، صص 91 ـ 98.
34. همان، ج 1، صص 85ـ93.
35. احمدى خراسانى، نوشینبه کوشش، سال‏نماى زنان ایران و جهان، ص 43.
36. «طایره، نامه‏ها و نوشته‏ها و اشعار همراه با برگ‏هایى از زندگى او»، نیمه دیگر، ش3، زمستان 1375،
ص 146.
37. سال‏نماى زنان ایران و جهان، ص 51.
38. همان.
39. شهلا شرکت، «چشمه آگاهى اگر بجوشد»، زنان، سال اول، ش 1، بهمن 1370.
40. نک: «قضاوت زن»، زنان، سال اول، ش 4، اردیبهشت 1371 و ش 5، خرداد و تیر 1372؛ «داورى زن در اختلافات خانوادگى»، زنان، سال اول، ش 6، مرداد 1371 و ش7، شهریور و مهر 1371.
41. نک: سیدمحسن سعیدزاده، «فقه، زن و ارزش‏ها»، زنان، سال سوم، ش20، مهر و آبان 1373.
42. «آیا زن مقتول از مرد قاتل هم کمتر است؟»، زنان، سال ششم، ش 39، آذر 1376.
43. سیدمحسن سعیدزاده، «دخترم! «جان» تو، من...»، جامعه سالم، سال ششم، ش 32، خرداد 1376.
44. ژیلا موحدشریعت پناهى، «تحقیقى در مورد قصاص از دیدگاه قرآن»، ایران فردا، سال چهارم،
ش 19، مرداد 1374.
45. «دخترم! «جان» تو، «جان» من...»، جامعه سالم، سال ششم، ش 32، خرداد 1376.
46. نک: فقه جزایى زنان، دیه و قصاص، صص 48 ـ 51.
47. نک: محمدباقر الوحید البهبهانى، الفوائد الحائریة، قم، مجمع الفکر الاسلامى، 1415 ه . ق، صص
137 و 138 و 284 ـ 287.
48. «آیا زن مقتول از مرد قاتل هم کمتر است؟»، همان.
49. همان.
50. همان.
51. همان.
52. نک: تفصیل وسائل الشیعة، ج29، ابواب القصاص فى النفس، باب 33، صص 80 ـ 87 .
53نشریه زنان، ش 34.
54.نیره توحیدى، «فمینیسم اسلامى، چالشى دموکراتیک یا چرخشى تئوکراتیک»، کنکاش، آمریکا،
پاییز 1376، ش 3، ص129.
55.حامد شهیدیان، «فمینیسم اسلامى و جنبش ایران»، ایران‏نامه، امریکا، پاییز 1377، ص 612.
56.افرادى چون نیره توحیدى، افسانه نجم‏آبادى، پروین پایدار ناهید یگانه، مروج این تفکرند. نک.:
نیره توحیدى، «جنسیت، مدرنیت و دموکراسى»، جنس دوم، ش 3.
57.نیره توحیدى، فمینیسم اسلامى چالشى دموکراتیک یا چرخشى تئوکراتیک، ص106.
58.همان، ص 108.
59.سعید محسن‏زاده، شیوه استنباط در مکتب فقهى مدون، پیام هاجر، ش 335.
60.فمینیسم اسلامى و جنبش اسلامى ایران، ص 612.
61.هایده مغیثى، «فمینیسم پوپولیستى و فمینیسم اسلامى»، کنکاش، آمریکا، 1376، ص 57.
62.ناهید یگانه، «فمینیسم اسلامى»، راه آزادى، ش 46، ص 12.
63. نیره توحیدى، فمینیسم، دموکراسى و اسلام‏گرایى، لوس آنجلس، 1996 م، چ 1، ص 12.
64.همان، ص 23.
65.براى آشنایى بیشتر با عدالت عرفى، نک: «مصاحبه با حجه‏الاسلام محمد مجتهد شبسترى»، مجله زنان، ش 57، ص21.
66.افسانه نجم‏آبادى، «فضاى تنگ ناسازگارى»، نشر آمریکا، 1990 م.، ش 11، ص 20.
67.نیره توحیدى، پیشین، ص 104.
68.تقى آزاد ارمکى و مهرى بهار، بررسى مسائل اجتماعى، نشر جهاد، 1377، چ 1، ص 193.
69. باقر ساروخانى، جامعه‏شناسى خانواده، تهران، سروش، 1375، چ 2، ص 169.
70.شهلا اعزازى، جامعه‏شناسى خانواده، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، 1376، چ 1، ص 141.
71.همان، ص 203.
72.. محمد صفوى، «کارگران جنسى»، مجموعه مقالات جنس دوم، 1371، ج 8، ص 96.
73.تقى آزاد ارمکى و مهرى بهار، پیشین، ص 218.
74.رنکن کپل، خشونت در کار، ترجمه: معاونت فرهنگى و امور بین‏الملل وزارت کار و امور اجتماعى،
ص 23.
75.ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه: عباس زریاب خویى، ص 154.
76.همان، ص 158.
77.همان، ص 147.

منبع : کتاب "فمینیسم"

قسمت اول
قسمت دوم


[ شنبه 1392/09/16 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه