"> عاشقان امام علی علیه السلام

عاشقان امام علی علیه السلام

سرگذشت رهبران قادیانیه وادعاهای انان
(بسم الله الرحمن الرحیم)

غلام احمد در روستای قادیان از منطقه پنجاب پاکستان و در سال 1251ق. 1835م. متولد شد. پدر او پزشک بود، اما برای آموزش قرآن و نحو،‌ صرف و منطق و حکمت، معلم های خانگی برای فرزندش حاضر کرد. در طیّ چهار سال از جوانی به امور مختلفی مشغول شد، ولی همگی را رها کرد و تدریجاً به تصوف گروید.

 

غلام احمد در شرایطی وارد اجتماع شد که حرکت هندوها، تبشیری های مسیحی و گروه های صوفیه شدت گرفته بود و طبیعتاً این فعالیت ها باعث جنبش علمای اسلام و انجام مناظرات و اقدام های فرهنگی دیگر توسط آن ها بود. او نیز که با علم کلام آشنایی داشت به تدریج کامیابی هایی به دست آورده، شهرت یافت و زمینه ادعاهایش فراهم گشت.

ادعاها

او ابتدا ادعا کرد که مجدد اسلام است( این ادعا براساس عقیده شایع بین مسلمانان بود که براساس آن، خداوند در هر هزار سال مجددی را می فرستد). سپس ادعای مهدویت کرد و از عبارت جعلی « لا مهدی الا المسیح» که در برخی از کتاب های پیشین روایی هست، سود جُست و خود را شبیه مسیح خواند و به دلیل شهرت پیشین خود، با استقبال گروه زیادی از مردم مواجه شد. پس از مدتی در نشریه رسمی، خود را مسیح منتظر خواند. در این اوضاع علمایی چون: مولوی محمد حسین آماده مناظره با وی شدند، ولی والی انگلیسی آن منطقه مانع شد(1). او همچنان به نشر آثار و عقاید خود پرداخت و در یکی از ادعاهای خود گفت: منظور از «احمد» در آیه «مبشراً و برسولٍ یأتی من بعدی اسمُهُ احمدُ»(2) من هستم، سپس مدعی شد که، به من وحی می شود و خداوند مرا با « یا احمد» موردخطاب قرار می دهد!
پس از انتقادهایی فراوان بر او، اعلام کرد من به اسلام و قرآن تمسک می کنم و نبی مستقل نیستم، ولی به شکل تبعی نبی هستم و با حضرت رسول، نوعی از وحدت دارم. او این ادعا را براساس اعتقاد به حلول خداوند در انبیا و انتقال نبوت از ارواح برخی از افراد به دیگران مطرح کرد. وی برای آموزش دانش پژوهان فرقه خود، مدرسه ای بنیان نهاد، که مخالفان، دیواری بر سر راه آن ساختند، ولی حاکم انگلستان در آن منطقه باز هم، به نفع او حکم کرد. در سال 1323ق/ 1905م اعلام کرد که اجلش نزدیک است و این خبر به او وحی شده، آن گاه کتاب الوصایه را نوشت. سرانجام: در سال 1326ق/ مارس 1608م بر اثر وبا درگذشت و بدنش به قادیان منتقل شد. وی در مقبره ای که «مقبره الجنه» نامیده بود، دفن شد و روی قبر او نوشته شد:« میرزا غلام احمد الموعود».
یاران و پیروان وی به عنوان مکان مقدس به زیارت مزارش می رفتند و می گفتند: خداوند سه مکان را برکت داد و مقدس ساخت، مکه، مدینه و قادیان. جالب آن است که او دوستی قدیمی داشت که پس از ادعاهای غلام احمد، با وی مباهله کرد و از خدا خواستند که هرکس دروغگو است ظرف مدت سه روز بمیرد و غلام احمد در همان مدت درگذشت. غلام احمد، قبل از مرگ جلسه ای تشکیل داد و مولوی حکیم نورالدین را به عنوان خلیفه اول خود برگزید.
نورالدین در 1333 ق درگذشت و ریاست به پسر او، و پس از آن به دیگران رسید. البته گروهی به رهبری خواجه کمال الدین و محمدعلی لاهوری نیز تنها غلام احمد را مجدِّد و مُصلح می دانستند، نَه مهدی و پیامبر.

ادامه مطلب

[ دوشنبه 1392/12/12 ] [ 01:36 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

ایا پیامبر واقعا با یک دختر شش ساله ازدواج کرده ؟
(بسم الله الرحمن الرحیم)

 عده ای اصرار دارند كه ثابت كنند عائشه در شش سالگی به عقد رسول خدا صلی الله علیه وآله درآمده و در نه سالگی وارد خانه آن حضرت شده است و این مطلب را دلیل بر برتری عائشه بر دیگر همسران رسول خدا می‌دانند؛ اما آیا حقیقت مطلب نیز همین است؟

 آیا پیامبر(ص) با دختری شش ساله ازدواج كرد؟!

 

ما در این مقاله این مطلب را بررسی خواهیم كرد.

قبل از پرداختن به اصل مطلب، باید تاریخ ازدواج رسول خدا با عائشه روشن شود تا بعد نتیجه بگیریم كه عائشه در هنگام ازدواج با رسول خدا چند سال داشته است.

در باره تاریخ ازدواج رسول خدا صلی الله علیه وآله با عائشه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. محمد بن اسماعیل بخاری، از خود عائشه نقل می‌كند كه رسول خدا سه سال بعد از حضرت خدیجه سلام الله علیها با او ازدواج كرده است:

حدثنا قُتَیْبَةُ بن سَعِیدٍ حدثنا حُمَیْدُ بن عبد الرحمن عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبیه عن عَائِشَةَ رضی الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ ما غِرْتُ على خَدِیجَةَ من كَثْرَةِ ذِكْرِ رسول اللَّهِ (ص) إِیَّاهَا قالت وَتَزَوَّجَنِی بَعْدَهَا بِثَلَاثِ سِنِینَ وَأَمَرَهُ رَبُّهُ عز وجل أو جِبْرِیلُ علیه السَّلَام أَنْ یُبَشِّرَهَا بِبَیْتٍ فی الْجَنَّةِ من قَصَبٍ.

از عائشه نقل شده است كه به هیچ زنی به اندازه خدیجه، حسادت نكردم؛ زیرا: (الف) رسول خدا زیاد از او یاد می‌كرد؛ (ب) رسول خدا سه سال بعد از خدیجه با من ازدواج كرد؛ (ج) خداوند به رسول خدا و یا جبرئیل دستور داد كه به خدیجه سلام رسانده و او را به خانه‌ای در بهشت بشارت دهد كه از نی ساخته شده است. (۱)


با توجه به این كه حضرت خدیجه سلام الله علیها در سال دهم بعثت از دنیا رفته‌اند؛ پس زمان ازدواج رسول خدا با عائشه در سال سیزدهم بعثت بوده است.

و ابن ملقن بعد از نقل روایت بخاری و استدلال به آن می‌گوید: وبنى بها بالمدینة فی شوال فی السنة الثانیة.
رسول خدا در سال دوم هجری، عائشه را به خانه خود آورد. (۲)

طبق این نقل، رسول خدا در سال سیزدهم بعثت، عائشه را به عقد خود درآورده و در سال دوم هجری رسماً با او عروسی كرده است.

از نقل برخی دیگر از بزرگان اهل سنت به این نتیجه می‌رسیم كه ازدواج رسول خدا با عائشه در سال چهارم هجری بوده است. بلاذری در انساب الأشراف در شرح حال سوده، همسر دیگر رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌نویسد:

وتزوج رسولُ الله صلى الله علیه وسلم، بعد خدیجة، سودة بنت زَمعة بن قیس، من بنی عامر بن لؤی، قبل الهجرة بأشهر… فكانت أول امرأة وطئها بالمدینة.

رسول خدا بعد از خدیجه، چند ماه قبل از هجرت با سوده بنت زمعه، ازدواج كرد و او نخستین همسری بود كه رسول خدا در مدینه با او همبستر شد. (۳)

از طرف دیگر ذهبی مدعی است كه سودة بن زمعه، چهار سال تنها همسر رسول خدا بوده است.

وتوفیت فی آخر خلافة عمر، وقد انفردت بصحبة النبی صلى الله علیه وسلم أربع سنین لا تشاركها فیه امرأة ولا سریة، ثم بنى بعائشة بعد….

سوده در سال آخر خلافت عمر از دنیا رفت، او چهار سال تنها همسر رسول خدا بود، هیچ زنی و هیچ كنیزی در آن چهار سال با سوده در این امر شریك نبود، سپس رسول خدا با عائشه ازدواج كرد. (۴)

در نتیجه، عائشه در سال چهارم هجرت (چهار سال بعد از ازدواج رسول خدا با سوده) با آن حضرت ازدواج كرده است.

حال با مراجعه به مدارك و اسناد تاریخی سن عائشه را در هنگام ازدواج بررسی خواهیم كرد:

مقایسه سن عائشه با سن اسماء بنت أبی بكر:

یكی از مسائلی كه سن دقیق عائشه را در هنگام ازدواج با رسول خدا به اثبات می‌رساند، مقایسه سن او با سن خواهرش اسماء بنت أبی بكر است. طبق نقل بزرگان اهل سنت، اسماء ده سال از عائشه بزرگتر بوده و در سال اول هجری بیست و هفت سال داشته است. همچنین در سال هفتاد و سه از دنیا رفته است؛ در حالی كه صد ساله بوده است.

ابونعیم اصفهانی در معرفة الصحابة می‌نویسد:

أسماء بنت أبی بكر الصدیق… كانت أخت عائشة لأبیها وكانت أسن من عائشة ولدت قبل التأریخ بسبع وعشرین سنة.

اسماء دختر ابوبكر، از جانب پدر خواهر عائشه و از او بزرگتر بود، اسماء، بیست و هفت سال قبل از تاریخ به دنیا آمد. (۵)


ادامه مطلب

[ جمعه 1392/12/2 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

حدیث های جعلی
حدیث‏ سازان رسوا می ‏شوند! 

امام جواد الائمه(ع)

نقل شده است كه پس از آنكه مامون دخترش را به امام جواد تزویج كرد (16) در مجلسى كه مامون و امام و یحیى بن اكثم و گروه بسیارى در آن حضور داشتند، یحیى ‏به امام گفت:
روایت ‏شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام میرساند و می گوید: «من از ابوبكر راضى هستم، از او بپرس كه آیا او هم از من راضى است؟ » . نظر شما درباره این حدیث چیست؟ (17)
امام فرمود: من منكر فضیلت ابوبكر نیستم، ولى كسى كه این خبر را نقل مى‏كند باید خبر دیگرى را نیز كه پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان كرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: «كسانى كه بر من دروغ می ‏بندند، بسیار شده ‏اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر كس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثى از من براى شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنید، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را كه مخالف كتاب خدا و سنت من بود، رها كنید» . امام جواد افزود: این روایت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و می‏دانیم در دلش چه چیز می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم‏» (18)
آیا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟ ! این عقلا محال است.
یحیى گفت: روایت‏شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمین، مانند جبرئیل در آسمان هستند»
حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت‏شود، چرا كه جبرئیل و میكائیل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهى از آن دو سر نزده است ‏و لحظه‏اى از دایره اطاعت‏ خدا خارج نشده ‏اند، ولى ابوبكر و عمر مشرك بوده ‏اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده ‏اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستى سپرى كرده‏اند، بنابر این محال است كه خدا آن دو را به جبرئیل و میكائیل تشبیه كند.
یحیى گفت: همچنین روایت‏ شده است كه: «ابو بكر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند» (19) . درباره این حدیث چه می ‏گویید؟
حضرت فرمود: این روایت نیز محال است كه درست‏باشد، زیرا بهشتیان همگى جوانند و پیرى در میان آنان یافت نمى‏شود (تا ابو بكر و عمر سرور آنان باشند! ) این روایت را بنى امیه، در مقابل حدیثى كه از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم درباره حسن و حسین-علیهما السلام-نقل شده است كه «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» ، جعل كرده ‏اند.
یحیى گفت: روایت ‏شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است‏» . حضرت فرمود: این نیز محال است;زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد صلى الله علیه و آله و سلم و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت‏با نور اینها روشن نمى‏شود ولى با نور عمر روشن مى‏گردد؟ !
یحیى اظهار داشت: روایت‏ شده است كه «سكینه‏» به زبان عمر سخن می ‏گوید (عمر هر چه گوید، از جانب ملك و فرشته می ‏گوید)
حضرت فرمود: من منكر فضیلت عمر نیستم;ولى ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالاى منبر می‏گفت: «من شیطانى دارم كه مرا منحرف می‏كند، هرگاه‏ دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست ‏باز آورید»
یحیى گفت: روایت‏ شده است كه پیامبر فرمود: «اگر من به پیامبرى مبعوث نمی شدم، حتما عمر مبعوث می ‏شد» (20)
امام فرمود: كتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست‏ تر است، خدا در كتابش فرموده است: «به خاطر بیاور هنگامى را كه از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح... » (21) . از این آیه صریحا بر مى‏آید كه خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممكن است پیمان خود را تبدیل كند؟ هیچ یك از پیامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرك نورزیده‏اند، چگونه خدا كسى را به پیامبرى مبعوث مبكند كه بیشتر عمر خود را با شرك به خدا سپرى كرده است؟ ! و نیز پیامبر فرمود: «در حالى كه آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم‏»
باز یحیى گفت: روایت‏شده است كه پیامبر فرمود: «هیچگاه وحى از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است‏» ، یعنى نبوت از من به آنها منتقل شده است.
حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امكان ندارد كه پیامبر در نبوت خود شك كند، خداوند می‏فرماید: «خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانى بر می گزیند» (22) . (بنابر این، با گزینش الهى، دیگر جاى شكى براى پیامبر در باب پیامبرى خویش وجود ندارد).
یحیى گفت: روایت‏شده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «اگر عذاب نازل میشد، كسى جز عمر از آن نجات نمی ‏یافت‏» . حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در میان آنان هستى، خداوند آنان را عذاب نمی ‏كند و نیز مادام كه استغفار می كنند، خدا عذابشان نمی ‏كند» (23) . بدین ترتیب تا زمانى كه پیامبر در میان مردم است و تا زمانى كه مسلمانان استغفار می ‏كنند، خداوند آنان را عذاب نمی ‏كند (24).

[ جمعه 1392/12/2 ] [ 01:02 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مناظرات امام جواد علیه السلام
(بسم الله الرحمن الرحیم)
چنانكه گفته شد، از آنجا كه امام جواد نخستین امامى بود كه در خرد سالى به منصب امامت رسید (1) ، حضرت مناظرات و بحث و گفتگوهایى داشته است كه برخى‏از آنها بسیار پر سر و صدا و هیجان انگیز و جالب بوده است. علت اصلى پیدایش این مناظرات این بود كه از یك طرف، امامت او به خاطر كمى سن براى بسیارى از شیعیان كاملا ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانایان شیعه بر اساس عقیده شیعه هیچ شك و تردیدى در این زمینه نداشتند) ازینرو براى اطمینان خاطر و به عنوان آزمایش، سؤالات فراوانى از آن حضرت مى‏كردند.

 مناظرات امام جواد (علیه السلام)

 

از طرف دیگر، در آن مقطع زمانى، قدرت «معتزله‏» افزایش یافته بود و مكتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حكومت وقت در آن زمان از آنان حمایت و پشتیبانى مى‏كرد و از سلطه و نفوذ خود و دیگر امكانات مادى و معنوى حكومتى، براى استوارى و تثبیت‏خط فكرى آنان و ضربه زدن به گروههاى دیگر و تضعیف موقعیت و نفوذ آنان به هر شكلى بهره بردارى مى‏كرد. مى‏دانیم كه خط فكرى اعتزال در اعتماد بر عقل محدود و خطاپذیر بشرى افراط مى‏نمود: معتزلیان دستورها و مطالب دینى را به عقل خود عرضه مى‏كردند و آنچه را كه عقلشان صریحا تایید مى‏كرد مى‏پذیرفتند و بقیه را رد و انكار مى‏كردند و چون نیل به مقام امامت امت در سنین خردسالى با عقل ظاهر بین آنان قابل توجیه نبود، سؤالات دشوار و پیچیده‏اى را مطرح مى‏كردند تا به پندار خود، آن حضرت را در میدان رقابت علمى شكست‏بدهند!
ولى در همه این بحثها و مناظرات علمى، حضرت جواد (در پرتو علم امامت) با پاسخهاى قاطع و روشنگر، هر گونه شك و تردید را در مورد پیشوایى خود از بین مى‏برد و امامت‏خود و نیز اصل امامت را تثبیت مى‏نمود. به همین دلیل بعد از او در دوران امامت‏حضرت هادى (كه او نیز در سنین كودكى به امامت رسید) این موضوع مشكلى ایجاد نكرد، زیرا دیگر براى همه روشن شده بود كه خردسالى تاثیرى در برخوردارى از این منصب خدایى ندارد.

مناظره با یحیى بن اكثم (2)

وقتى «مامون‏» از «طوس‏» به «بغداد» آمد، نامه‏اى براى حضرت جواد-علیه السلام-فرستاد و امام را به بغداد دعوت كرد. البته این دعوت نیز مثل دعوت امام رضا به طوس، دعوت ظاهرى و در واقع سفر اجبارى بود.
حضرت پذیرفت و بعد از چند روز كه وارد بغداد شد، مامون او را به كاخ خود دعوت كرد و پیشنهاد تزویج دختر خود «ام الفضل‏» را به ایشان كرد.
امام در برابر پیشنهاد او سكوت كرد. (3) مامون این سكوت را نشانه رضایت‏حضرت شمرد و تصمیم گرفت مقدمات این امر را فراهم سازد.
او در نظر داشت مجلس جشنى تشكیل دهد، ولى انتشار این خبر در بین بنى عباس انفجارى به وجود آورد: بنى عباس اجتماع كردند و با لحن اعتراض آمیزى به مامون گفتند: این چه برنامه‏اى است؟ اكنون كه على بن موسى از دنیا رفته و خلافت‏به عباسیان رسیده باز مى‏خواهى خلافت را به آل على برگردانى؟ ! بدان كه ما نخواهیم گذاشت این كار صورت بگیرد، آیا عداوتهاى چند ساله بین ما را فراموش كرده‏اى؟ ! مامون پرسید: حرف شما چیست؟
گفتند: این جوان خردسال است و از علم و دانش بهره‏اى ندارد.
مامون گفت: شما این خاندان را نمى‏شناسید، كوچك و بزرگ اینها بهره عظیمى از علم و دانش دارند و چنانچه حرف من مورد قبول شما نیست او را آزمایش كنید و مرد دانشمندى را كه خود قبول دارید بیاورید تا با این جوان بحث كند و صدق گفتار من روشن گردد.
عباسیان از میان دانشمندان، «یحیى بن اكثم‏» را (به دلیل شهرت علمى وى) انتخاب كردند و مامون جلسه‏اى براى سنجش میزان علم و آگاهى امام جواد ترتیب داد. در آن مجلس یحیى رو به مامون كرد و گفت: اجازه مى‏دهى سؤالى از این جوان بنمایم؟
مامون گفت: از خود او اجازه بگیر.
یحیى از امام جواد اجازه گرفت. امام فرمود: هر چه مى‏خواهى بپرس.
یحیى گفت: درباره شخصى كه محرم بوده و در آن حال حیوانى را شكار كرده است، چه مى‏گویید؟ (4)
امام جواد-علیه السلام-فرمود: آیا این شخص، شكار را در حل (خارج از محدوده حرم) كشته است‏یا در حرم؟ عالم به حكم حرمت‏شكار در حال احرام بوده یا جاهل؟ عمدا كشته یا بخطا؟ آزاد بوده یا برده؟ صغیر بوده یا كبیر؟ براى اولین بار چنین كارى كرده یا براى چندمین بار؟ شكار او از پرندگان بوده یا غیر پرنده؟ از حیوانات كوچك بوده یا بزرگ؟ باز هم از انجام چنین كارى ابا ندارد یا از كرده خودپشیمان است؟ در شب شكار كرده یا در روز؟ در احرام عمره بوده یا احرام حج؟ !
یحیى بن اكثم از این همه فروع كه امام براى این مسئله مطرح نمود، متحیر شد و آثار ناتوانى و زبونى در چهره‏اش آشكار گردید و زبانش به لكنت افتاد به طورى كه حضار مجلس ناتوانى او را در مقابل آن حضرت نیك دریافتند.
مامون گفت: خداى را بر این نعمت‏سپاسگزارم كه آنچه من اندیشیده بودم همان شد.
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: آیا اكنون آنچه را كه نمى‏پذیرفتید دانستید؟ ! (5)
ادامه مطلب

[ جمعه 1392/12/2 ] [ 12:51 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مناظرات تاریخی امام رضا قسمت اول با عالمان یهودی ونصرانی
(بسم الله الرحمن الرحیم)

یکی از انگیزه‌های مامون از تشکیل مجلس مناظره این است‌که مأمون خود آدم بی‌فضلی نبود و تمایل داشت به عنوان یک زمامدار عالم در جامعه اسلامی معرفی گردد و همگان عشق او را به علم و دانش، آن هم در محیط ایران خصوصاً و در جهان اسلام عموماً، باور کنند و این امتیازی برای حکومت او باشد.

 

بخش اول

اشاره

شکی نیست زندگی امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع) ابعاد مختلفی دارد. یکی از ابعاد مهم آن، بُعد فرهنگی و علمی و پاسداری از حریم عقاید اسلامی در برابر حملات مکتب‌ها و فرقه‌های مختلف به اصول و فروع اسلام در شرایط خاص عصر آن حضرت است. بررسی این بُعد علمی که از بُعد ولایت الهیه آن امام(ع) نشئت می‌گیرد، در شرایطی که امروز در آن زندگی می‌کنیم، بسیار سازنده، راه‌گشا و حاوی رهنمودهای دقیق و ظریفی در برخورد با مکتب‌ها و مذاهب مختلف است.

کتاب مناظرات تاریخی امام رضا(ع) نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی به بررسی اجمالی این بُعد از زندگی امام(ع) می‌پردازد. برای پی بردن به اهمیت این بخش از تاریخ درخشان زندگی امام(ع) باید قبل از هر چیز به بررسی شرایط خاص فرهنگی و سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی در آن روز، به خصوص از نظر هجوم افکار بیگانگان، طوفان‌های سخت فکری و عقیدتی، جریان‌هایی که برای دگرگونی ساختن حکومت اسلامی و کشاندن آن به موضع انفعالی و تبدیل دستگاه خلافت به یک دستگاه سلطنت مستبد و بی‌رحم به کار افتاده بود؛ پرداخت.

شرایط خاص فرهنگی جامعه‌اسلامی در عصر عباسیان

با اینکه اسلام در عصر پیامبر(ص) از محیط حجاز بیرون نرفت، ولی چون زیربنایی محکم و استوار داشت، بعد از رحلت آن حضرت(ص) به سرعت رو به گسترش نهاد.

طبیعت علم دوستی اسلام سبب شد که به موازات پیشرفت‌های سیاسی و عقیدتی در کشورهای مختلف جهان، دانش‌های آن کشور به محیط جامعه اسلامی راه یابد و کتب علمی دیگران، از یونان گرفته تا مصر و از هند تا ایران و روم، به زبان تازی که زبان اسلامی بود، ترجمه شود.

ترجمه آثار علمی دیگران از اواخر زمان امویان ـ که خود از علم و اسلام بیگانه بودند ـ شروع شد و در عصر عباسیان به خصوص زمان هارون و مأمون شدت یافت. البته این حرکت علمی چیزی نبود که به وسیله عباسیان یا امویان پایه‌گذاری شده باشد؛ بلکه نتیجه مستقیم تعلیمات اسلام در زمینه علم بود که برای آن، وطنی قائل نبود و به حکم «اطْلبُوُا العِلْمَِ وَلَوْ بالصِّین» و «لَوْ یَعلَمُ النّاسُ مَا فِی طَلَب الْعِلْمِ لَطلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْکِ المُهَجِ وخَوْضِ اللُّجَجِ»، مسلمانان را به دنبال آن می‌فرستاد.

در تواریخ آمده است که مأمون شبی ارسطاطالیس حکیم معروف یونانی را در خواب دید و از او مسائلی پرسید و چون از خواب برخاست به فکر ترجمه کتاب‌های آن حکیم افتاد. پس نامه‌ای به پادشاه روم نوشت و از وی خواست مجموعه‌ای از علوم قدیم بلاد روم را برای او بفرستد.

به هر حال، این عمل مأمون از نظر تحلیل سیاسی احتمال دارد به سبب امور زیر انجام شده باشد:

1. مأمون برای اینکه خود را مسلمانی طرفدار علم و دانش نشان دهد، دست به این کار زد تا از این طریق، امتیاز و وجهه‌ای کسب کند؛

2. او می‌خواست به این وسیله، نوعی سرگرمی برای مردم در برابر مشکلات اجتماعی و خفقان سیاسی درست کند؛

3. هدف او جلب افکار اندیشمندان و متفکران جامعه اسلامی به سوی خود و در نتیجه، تقویت پایه‌های حکومت بود؛

4. او می‌خواست از این طریق، دکانی در برابر مکتب علمی اهل‌بیت پیامبر(ص) که در میدان علم و فضیلت در اوج شهرت بودند، باز کند و بدین وسیله، از مشتریان آن مکتب و فروغ آن بکاهد؛


ادامه مطلب

[ جمعه 1392/12/2 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مهدویت از نگاه امام رضا(ع)
(بسم الله الرحمن الرحیم)

معاون پژوهش بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) گفت: مهدویت در طول تاریخ از سوی ائمه تبیین شده است، عده‌ای گمان می‌کردند موعود امم، امام رضا(ع) است، در حالی که خود امام به تبیین ویژگی‌های حضرت مهدی موعود می‌پرداختند.

 

حجت‌الاسلام محمدرضا فؤادیان، معاون پژوهش بنیاد فرهنگی مهدی موعود در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس به مناسبت فرارسیدن سی‌ام صفر، شهادت امام رضا (ع) عنوان کرد: امام رضا (ع) در دورانی می‌زیست که یکی از عباسیان به نام «مأمون» حکومت می‌کرد، مأمون فرزند هارون الرشید است، فردی که برخورد خوبی با امام کاظم (ع) نداشت، امام را زندانی و در نهایت منجر به شهادت ایشان شد.

وی در ادامه توضیح داد: مأمون زمانی که روی کار آمد متوجه شد که هر کس با اهل بیت (ع) در بیافتد به نتیجه مناسب نمی‌رسد، بنابراین سیاستش نرمش در برابر اهل بیت (ع) بود لذا امام رضا (ع) را دعوت کرد و به زور به او ولایت عهدی را سپرد تا در چشم مردم جا بازکرده و از امام بهره‌برداری سیاسی کند.

حجت‌الاسلام فؤادیان با اشاره به اینکه ما برای ائمه (ع) این مسأله را قائل هستیم که تمام اهل بیت (ع) عنصر مبارزه در حیات فکری و سیاسی‌شان متجلی است، اظهار داشت: مقام معظم رهبری کتابی به نام «انسان 250 ساله» از امام علی (ع) تا امام مهدی (عج) دارند و بیان کردند که امامان همه یک نفر هستند لذا زندگیشان یکنواخت نیست اما یک مسأله مشترک بین ائمه مبارزه با ستم و ستمگر است.

وی افزود: ما معتقدیم اینطور نبوده که امامان در هر موقعیت منفعل باشند و هرچه حاکمان زمان بگویند همان کار را بکنند به طوریکه امام رضا (ع) بسیار فعال بودند و در همان ولایت عهدی خودشان بدترین ضربات را به مأمون زدند و همین مسأله باعث شد نام امام رضا (ع) در جهان منتشر شود.

*سفر امام رضا (ع) به خراسان جغرافیای شیعه را تغییر داد

وی با اشاره به اینکه سفر امام رضا (ع) از مدینه تا خراسان جغرافیای شیعه را تغییر داد و نام ایشان را بر سر زبان‌ها انداخت، افزود: در ادبیات ما امامان بعد امام رضا(ع) را «ابن الرضا» می‌گویند، چرا که امام یک محوریتی میان اهل بیت(ع) در توسعه جغرافیا و فرهنگ شیعه دارند.

حجت‌الاسلام فؤادیان با تأکید بر اینکه حدود چهل و اندی سال از عمر امام رضا (ع) می‌گذشت و ایشان صاحب فرزند نشده بودند و در اواخر عمر چشمان مبارکشان به جمال «جوادالائمه» منور می‌شود، توضیح داد: امام جواد (ع) ‌اولین امامی است که در خردسالی به امامت رسید و لذا امام رضا (ع) می‌داند که چنین مسأله‌ای اتفاق می‌افتد و گرداب عقیدتی رخ می‌دهد بنابراین احادیثی از ایشان درباره امامت وجود دارد که بی نظیر است.

*تبیین جایگاه امامت در هستی توسط امام رضا(ع)

وی یکی از ویژگی‌های علمی امام رضا (ع) را تبیین جایگاه امام در هستی به شمار آورد و گفت: کسی که خود عهده‌دار امامت است، صفات و ویژگی‌های امام معصوم را به خوبی در هستی تبیین می‌کند.

حجت‌الاسلام فؤادیان درباره نگاه امام رضا (ع) به امامت حضرت مهدی (عج) توضیح داد: در این زمینه از امام رضا (ع) احادیث بسیاری است، از ایوب بن نوح نقل شده که خدمت امام رضا (ع) رسیده و خطاب به امام بیان کرده؛ حالا که دست شما باز است امیدوارم موعود شما باشید و نیازی به شمشیر هم نداشته باشید، با این قدرتی که دارید جهان را پر از عدل و داد می‌کنید.

این کارشناس علوم دینی ادامه داد: ایوب تصور می‌کرد که امام رضا (ع) همان مهدی موعود است منتها امام می‌گوید که من این فرد نیستم که شما تصور می‌کنید امام زمان (عج) چنین ویژگی‌هایی دارد چرا که تولدش مخفی و مردم در غیبت او به سر می‌برند درحالیکه من تولدم مشخص و غیبتی هم ندارم، بنابراین امام رضا (ع) در صدد بود که حقیقت مهدویت را برای مردم مشخص کند و این فرهنگ مهدوی در آن زمان نیز بین مردم بوده و همه منتظر کسی بودند که از خاندان پیامبر (ص) جهان را پر از عدل و داد کند.

*روایاتی مهدوی از امام رضا(ع)

وی در ادامه افزود: در حدیثی از ریان بن صلت بیان شده که امام رضا (ع) فرمودند امام مهدی (عج) با چشم دیده نمی‌شود، به مناسبت نبود او فتنه‌های سخت و خانمان‌براندازی وجود دارد که خویشان و همرازان و همسنگران در او سقوط می‌کند، یعنی امام رضا (ع) نسبت به مهدویت مسائل بسیار حیاتی و مهمی را بیان کرده و از کوچکترین فرصت‌ها برای بیان مباحث مهدوی برای شیعه استفاده کرده است. به طور مثال امام رضا (ع) به شخصی گفت شما در قنوت نماز چه می‌خوانید؟ و سپس گفت دعایی را برای امام مهدی (عج) بخوانید. ایشان خود دعا کردن برای امام مهدی (عج) را در قنوت نماز تعلیم می‌دهند تا در بهترین حالات و موقع نیایش نمازها، امام مهدی (عج) را مدنظر قرار دهیم.

این پژوهشگر عرصه مهدوی توضیح داد: روزی «دعبل بن خزاعی» شاعر معروف اهل بیت (ع) خدمت امام رضا (ع) رسید و قصیده‌ای را برای امام خواند به بیتی رسید که «ظهور امام زمان حتما اتفاق می‌افتد/ برکت‌های خداوند در زمان ظهور مهدی زیاد است» در این هنگامه امام به شدت به گریه افتاد، سر مبارکش را بالا گرفت و به دعبل گفت روح‌القدس این دو بیت را بر زبان تو جاری ساخت. امام به دعبل می‌گوید امام مهدی (عج) را می‌شناسی؟ او اظهار بی‌اطلاعی کرد، امام درباره مهدی موعود (عج) توضیح داد درحالی که ایشان هنوز به دنیا نیامده‌اند و امام فرمود که ایشان اگر یک روز از عمر دنیا مانده باشد ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد می‌کند همینجا امام رضا دوبیت به شعر دعبل اضافه می‌کند.

وی در پایان اظهار داشت: مهدویت در طول تاریخ از سوی ائمه برای شیعیان مورد تأکید قرار گرفته و زمان امام رضا (ع) نیز مطرح بوده چرا که وقتی امام رضا ولایت عهدی را پذیرفت عده‌ای گمان کردند که ایشان جهان را پر از عدل و داد می‌کند درحالی که بعد از ایشان نیز دو امام بعدی زمینه‌ساز ظهور امامت امام موعود شدند اما به هر حال جایگاه امامت در دوران امامت امام رضا (ع) بسیار متعالی بود.



[ جمعه 1392/12/2 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

شاخص های مکتب سیاسی امام خمینی (ره)

معاون اول قوه قضائیه ضمن تشریح مکتب سیاسی امام در سالروز ورود امام به کشور افزود: امروز ایستادگی مقابل نظام سلطه عین عقلانیت است

به گزارش  مصاف به نقل از مشرق، حجت الاسلام علی رئیسی معاون اول رئیس قوه قضائیه که به مناسبت سالروز ورود امام خمینی(ره) به کشور در حرم مطهر سخنرانی می کرد، 12بهمن را روز نورانیت برای ملت بزرگ ایران و تجلی معجزه الهی دانست و گفت: با اینکه هر روز خدا متعلق به خداست، اما روز تجلی الهی از غیر مجرای غیرطبیعی یوم الله است.

وی با بیان اینکه رهبری امام تسخیر دل ها و جان ها بود افزود: تسخیر دل ها به نحوی که ملت بزرگ ایران برای ستیز با دشمن و برای حاکمیت دیت سر از پا نمی شناخت.

معاون اول رئیس قوه قضائیه در ادامه به معرفی شاخصه های مکتب سیاسی امام اشاره کرد و گفت: اولین شاخص مکتب سیاسی امام پیوند عمیق بین معنویت و سیاست، بین اخلاق و سیاست و بین عرفان و سیاست است. و سنگ زیربنای تفکر امام(ره)  دیدگاه حقوقی و سیاسی امام(ره) در یک جمله است و آن اینکه عالم در محضر خداست.

رئیسی با بیان اینکه امام(ره) دلهای مردم را با اخلاصش تسخیر کرد و این اخلاص او را جاودانه کرد ادامه داد: امام(ره) زنده است و زنده بودن امام بر پیروی خط امام و ادامه راه میزاث عظیم انقلاب اسلامی است، همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند راه ما راه امام(ره)، مقصد ما مقصد امام، و هدف ما هدف امام است.

وی افزود: امروز این راه از همه زمان ها پر رهرو تر و راهیان این مسیر از تمامی مسیرها شکست نا پذیرترند و دشمنان این مسیر از همه زمان ها منفور ترند.

معاون اول قوه قضائیه با بیان اینکه محبوب ترین نام نه در ایران بلکه در بین تمامی ملل مستضعف و با بصیرت نام امام خمینی(ره) است ادامه داد: مغرب زمین 400سال است که با خدا مبارزه می کند و دین را از عرصه زندگی کنار گذاشته اما امروز به برکت انقلاب اسلامی، عشق معنویت خواهی در تمامی جهان به ویژه در مغرب زمین بیشتر شده است.

وی افزود:اینکه امروز در مغرب زمین اتفاق می افتد محصول کنار گذاشتن دین از زندگی اجتماعی مردم است و امام پیوند عمیق بین تمامی مسائل و دین را برقرار کرد.

رئیسی دومین شاخصه مکتب امام را اعتقاد و باور به کرامت انسان دانست و گفت: امام معتقد بودند انسان دارای جایگاه و مقام ارزشمند خدادادی و دارای حق رأی و حق روند زدن سرنوشت خویش است دلذا تنها بعد از سه از پیروزی انقلاب امام دستور رفراندوم و مراجعه به آراء عمومی را دادند این احترام به مردم ایت

معاون اول قوه قضائیه ادامه داد: آنهایی که دیروز مقابل امام و امروز مقابل جانشین به حق امام صف آرائی کرده اند یعنی نظام سلطه در بحرین اجاه رأی به مردم بحرین نمی دهند و حق حیات را از فلسطینی ها صلب کرده اند.

وی افزود: امروز دشمنان امام و انقلاب و نظام علیرغم اینکه داعیه حقوق انسان را سر می دهند اما خودشان به روشنی حقوق انسان ها را زیرپا می گذارند امروز ملت ایران در جایگاه مدعی و مغرب زمین در جایگاه متهم است. کسانی که ناقض حقوق ملت هستند نمی توانند پرچمدار حقوق بشر و حقوق ملت باشند.

ادامه مطلب

[ سه شنبه 1392/11/15 ] [ 12:40 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

چرا امام حسن(ع) صلح کرد؟

به مناسبت 26 ربیع الاول با شکوهترین نرمش قهرمانانه‌ی تاریخ (41 ق)

به گزارش مصاف به نقل از سایت ولی عصر (عج):

بخش اول: دلایل صلح

الف: از منظر جبهه معاویه:
هدف اصلی معاویه «وصول کم هزینه به هدف» (یعنی همان حکومت) بود؛ زیرا می‌دانست صاحب اصلی حکومت امام حسن(علیه السلام) است و برای به دست آوردن حکومت باید ـ هر چند در ظاهر ـ صاحب اصلی آن را قانع و متعهد بسازد و بهترین راه آن صلح بود.
به این ترتیب معاویه از نتایج نگران کننده جنگ که بارها به آن تاکید داشت و عواقب درگیری با فرزند رسول الله که جایگاه معنوی و اعتقادی مهمی میان مردم داشت، در امان می‌ماند.

تاریخ هم نشان می‌دهد هدف معاویه «سلطه» بود که با صلح بهتر تأمین شد. وی در خطبه‌اش در نخیله گفت: «من با شما جنگیدم که سلطه خود را بر شما ثابت کنم و این را خدا (با صلح) به من داد و شما ناراضی بودید.» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج 4، ص 16.)

در کنار هدف اصلی، وی پنداشته بود کناره‌گیری امام حسن از حکومت به نفع او، در افکار عمومی به معنای کناره‌‌گیری از خلافت تلقی خواهد شد و او به عنوان خلیفه قانونی معرفی خواهد شد. مؤید این نظر بیعتی است که معاویه از مردم به عنوان خلافت خود می‌گرفت.

دستاورد دیگر این بود که در صورت رد صلح از سوی امام و ادامه جنگ و شهادت امام، هیچ دستاویزی برای قیام‌های مخالفان و... نمی‌ماند.

روشن است که با پذیرش مصلحتی صلح از سوی امام حسن (علیه السلام) و به بیان دیگر پذیرش «ترک مخاصمه» دستاورد رفع مسئولیت در صورت قتل امام، از بین می‌رفت. درباره حس سود جویانه و رسیدن به خلافت هم که امام حسن بارها حتی نزد خود معاویه موضوع واگذاری موقت حکومت و تفکیک حکومت و خلافت را مطرح می‌کرد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ص 44، ج 10، ص 138و امالی، شیخ طوسی، دارالثقافة، قم، 1413 ق، ص 561.) در مورد هدف اصلی «وصول کم هزینه معاویه به حکومت» سخن خواهیم گفت.

ب. دلایل صلح از منظر جبهه امام:
جریان‌شناسی دقیق دو طیف متعارض (صالحان و ناصالحان) نشان می‌دهد، «دنیازدگی و عدم دینداری»، مردم در نهایت موجب پذیرش صلح از سوی امام حسن شد؛ لذا آن حضرت این دو را به عنوان عامل صلح معرفی و با تعبیر «عبید الدنیا» از آنان یاد می‌کند. (بحارالانوار، ج 44، ص 21.)


ادامه مطلب

[ سه شنبه 1392/11/15 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مهمترین تهدید های امنیتی اسرائیل در سال 2014

یک روزنامه چاپ سرزمین‌های اشغالی به اشاره به سخنرانی اخیر چند تن از ژنرال‌های ارتش رژیم صهیونیستی در دانشگاه تل آویو نتیجه گیری کرد که این رژیم توانایی مقابله با حملات فوری را ندارد


به گزارش  مصاف به نقل از مشرق، روزنامه هاآرتص با اشاره به سخنرانی افرادی چون ژنرال "آویو کوچاوی" رئیس اطلاعات ارتش، ژنرال "بنی گانتز" رئیس ستاد مشترک ارتش، و ژنرال "گادی ایزنکوت" معاون رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل در دانشگاه تل آویو می نویسد: اگر یکی از دشمنان تل آویو بصورت ناگهانی تصمیم به حمله به اسرائیل بگیرد، ممکن است نیروهای دفاعی بصورت کامل آماده مقابله با این حمله ناگهانی نباشند.

این ژنرال های ارتش رژیم صهیونیستی در مورد ایران و برنامه هسته ای آن معتقد بودند که به موجب توافقنامه هسته ای ژنو که در ماه نوامبر 2013 (آذر ماه سال جاری) میان ایران و کشورهای 1+5 به امضا رسید یک فرصت تاریخی برای متوقف کردن فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی از دست رفت.

به اعتقاد کوچاوری، ایران از طریق مذاکره در حال فریب جامعه بین الملل و  توسعه توان خود است و کشورهای 1+5 نمی توانند به این ترتیب برنامه هسته ای آن را متوقف کنند.

این ژنرال های ارتش رژیم صهیونیستی همچنین اعتقاد داشتند که شاید تا سال های نه چندان دور ایران مهمترین تهدید پیش روی تل آویو محسوب می شد اما در سال 2014 میلادی این افراطیون هستند که می توانند بزرگترین تهدید علیه این رژیم محسوب شوند.

به نوشته هاآرص، حضور گسترده افراطیون در سوریه در دراز مدت می توانند تهدیداتی را علیه اسرائیل ایجاد کند و این در حالی است که نباید از تهدید گروه های دیگری همچون حماس و حزب الله به سادگی عبور کرد. در مورد خیزش مردم در کشورهای عربی نیز این موضوع هم می تواند نوعی فرصت و هم تهدید علیه اسرائیل محسوب شود.

در مورد ایران پیش از اظهارات این افراد، "موشه علون" وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در توصیف چالش های امنیتی قرن 21 گفت: خاورمیانه هم اکنون شاهد سقوط کلونی های مصنوعی "دولت-ملت" است. نمونه های دولت-ملت در کشورهایی همانند لیبی که بصورت قبیله ای اداره می شوند کارآیی ندارند. این مدل در کشورهایی که خشونت در آن وجود دارد نیز کارآیی ندارد.

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در ادامه به مواردی دیگر در خاورمیانه اشاره کرد و مدعی شد که فقط با دموکراسی نمی توان یک کشور را اداره کرد. علون در اظهارات خود گفت: آمریکا هنوز در خاورمیانه یک ابرقدرت است اما با چند چالش در این منطقه مواجه است و تصمیم دارد که در آنها مداخله کمی داشته باشد. نبود آمریکا در منطقه موجب شد تا عراق بدست ایران بیفتد و همچنین روسیه نقشی تاثیر گذار در سوریه ایفا کند.

علون در ادامه اظهارات خود در خصوص پیامدهای کم شدن حضور آمریکا در خاورمیانه گفت: این موضوع فرصت را برای بازیگران دیگر نیز بوجود آورد. ایران که تلاش می کند از طریق مذاکره با قدرت های بزرگ به یک کشور هسته ای تبدیل شود چیزی فراتر از یک بازیگر منطقه ای بوده و تحت فشار کمی قرار دارد.

به ادعای وی، ایران بخشی از مشکل موجود در سوریه است و تهران از اقدامات اسد حمایت می کند. ایران عامل اصلی بی ثباتی در افغانستان، عراق، سوریه، یمن، بحرین و غزه است.

وی دخالت رژیم صهیونیستی در سوریه را متنفی دانست و گفت فقط وقتی که خطوط قرمز تل آویو نقض شوند این رژیم اقدام به مداخله در سوریه می کند.



[ سه شنبه 1392/11/15 ] [ 12:22 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

در موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل مطرح شد: ارزیابی اسراییل از موقعیت ژئوپلتیکی ایران

یک واقعیت ژئو پلتیک جدید شکل گرفته است و آن محور شیعی به رهبری ایران است.

به گزارش  مصاف به نقل از مشرق،  موشه یعلون وزیر امنیت دخلی رژیم صهیونیستی طی سخنانی در کنفرانس سالانه موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل ابعاد رشد قدرت و جایگاه ژئوپلتیکی ایران در منطقه را شرح داده است.

نکات مهم سخنرانی وی چنین است:

1- یعلون گفت سیاست تل آویو عدم دخالت در سوریه است اما این امر 3 استثنا دارد: 1-دست یافتن حزب الله به سلاح پیشرفته 2- انتقال سلاح پیشرفته از جمله سلاح شیمیایی به طرفهایی که به تعبیر وی دشمن هستند و 3- تعرض به حاکمیت اسرائیل در بلندیهای جولان

2- در حالیکه جیمز کلاپر مدیر اطلاعات ملی امریکا روز 9 بهمن تعداد جنگجویان خارجی در سوریه را 7 هزار نفر اعلام کرده، یعلون می گوید تعداد کل جنگجویان وابسته به القاعده در سوریه، 30 هزار نفر است.

3- یعلون ادعا کرده اعراب اکنون بیش از اسراییل از برنامه هسته ای ایران می ترسند. وی گفته است: «هیج ارتباطی بین نزاع فلسطینی اسرائیلی و بین پرونده هسته ای ایران وجود ندارد. وی فاش کرد سران عرب در دیدارهایشان پشت درهای بسته مساله فلسطین را مطرح نمی کنند و برنامه هسته ای ایران اعراب را می ترساند بی آنکه هیچ ارتباطی با مساله فلسطین داشته باشد. وی هشدار داد حماس دیر یا زود کرانه غربی را تحت کنترل خود در خواهد آورد همانطور که در نوار غزه عمل کرد».

4- یعلون از توافق مرحله ای بین ایران و 1+5 به شدت انتقاد کرد و گفت آنها با این کار یک فرصت تاریخی را هدر دادند. نظام ایران با اشتیاق به سوی شیطان بزرگ آمد و گفت وگو کرد اما تهران امروز از انزوای سیاسی آزاد شده است. وی افزود جمهوری اسلامی بازیگر مرکزی در حل بحران سوریه است و از نظام بشار اسد و کارهایی که انجام می دهد و همچنین از حزب الله حمایت می کند.

5- وی همچنین از اینکه دولت امریکا درباره برنامه های موشکی و منطقه ای به ایران فشار نیاورده انتقاد کرده و گفته است: «توافق مرحله ای با ایران فرصتی به آن داد تا غنی سازی سه و نیم درصدی انجام دهد و این به معنی حفظ اساس تحول بسوی بمب هسته ای است. هیچ کس مانع ایران برای توسعه موشکهای دور برد نشد. این موشکها 10 هزار کیلومتر برد دارد. همچنین ایران به حمایت از تروریسم در افغانستان، سوریه، لبنان و مناطق فلسطینی ادامه می دهد زیرا از محدودیتهای بین المللی و فشارهای اقتصادی آزاد شده است».

6- یعلون ارزیابی اطلاعاتی جدید اسراییل درباره تهدید ایران را چنین بیان کرده است: «ارزیابیهای اسرائیل نشان می دهد ایران تا سه سال دیگر به یک کشور شبه هسته ای تبدیل خواهد شد و بلندپروازیهای راهبردی ایران تغییر نکرده است . این بلندپروازیهای راهبردی همان صدور انقلاب اسلامی و سلطه بر منطقه است که براساس سیاست برنامه ریزی شده از جمله تروریسم است و در آینده نیز شامل چتر هسته ای خواهد بود». وی همچنین نظام ایران را یک نظام آخرالزمانی خوانده که باید متوقف شود.

7- موشه یعلون در این سخنان اعترافی مهم مطرح کرده و گفته است که دموکراسی در منطقه مهم ترین نگرانی اسراییل است: «پیش بینی می شود منطقه به یک منطقه بی ثبات طولانی مدت تبدیل شود و ما از اشتباه جدید غرب نگرانیم؛ یعنی دمکراسی از طریق صندوقهای رای. کشورهای عربی از سقوط اخوان المسلمین در مصر بسیار خوشحال شدند. وی افزود حکومت آنها بر مصر یک شکست فاحش بود».

8- وی درباره وضعیت ژئوپلتیک منطقه گفته است: «یک واقعیت ژئو پلتیک جدید شکل گرفته است و آن محور شیعی به رهبری ایران است که از سوی روسیه حمایت می شود. این محور بسیار قوی است و درمقابل آن محور سنی قرار دارد که اخوان المسلمین را یک تهدید می داند . این محور شامل مصر ، اردن ، عربستان سعودی و بحرین است و قطر و ترکیه را شامل نمی شود زیر این دو یک محور سوم اما کوچک را تشکیل می دهند که از اخوان المسلمین و حماس حمایت می کنند. محور سنی دشمنان مشترکی دارد. ایران ، اخوان المسلمین ، القاعده و این محور با آمریکا رابطه دارد».

9- وزیر امنیت داخلی اسراییل همچنین در انتقاد از راهبرد جدید امریکا در منطقه گفته است: «آمریکا نمی خواهد از امروز نقش پلیس را در منطقه بازی کند اما هنوز تنها قدرت برتر جهان است که تصمیم گرفت از منطقه دور شود. از عراق خارج شد و عراق تحت سلطه ایران قرار گرفت. دخالت نکردن آمریکا در سوریه زمینه را برای روسیه برای دخالت قدرتمندانه در سرزمین شام فراهم کرد».



[ سه شنبه 1392/11/15 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 27 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic