"> عاشقان امام علی علیه السلام

عاشقان امام علی علیه السلام

آیا امام حسین(ع) به دستور پیامبر(ص) به کربلا رفت؟!
(بسم الله الرحمن الرحیم)
رفتن کربلا یک امر تشریعی از طرف خداوند است و امر تشریعی هم هیچ اجباری در آن وجود ندارد، بلکه اختیار است که موجب می‌شود کار حسین(ع) جاودانه باشد و باعث شگفتی عالم وجود شود.


آیا امام حسین(ع) در کربلا یک برنامه‌ای برای مبارزه داشت؟ یا بر اساس جمله «ان الله شاء ان یراک قتیلا» برای مرگ می‌رفت؟ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در پاسخ این چنین می‌گوید:

سؤال از دو بخش تشکیل یافته است که به همدیگر وابسته هستند که عبارتند از این که ـ آیا امام حسین(ع) طبق بیان پیامبر اکرم(ص) «ان الله شاء ان یراک قتیلا» دستور خصوصی و امر به کربلا رفتن داشت؟ و اینکه آیا واقعه کربلا امر و مشیت تکوینی خداوند بود یا مشیت تشریعی؟

برای روشن شدن قسمت اول سؤال باید به این ماجرا توجه داشته باشیم، سوّمین پیشنهاد انصراف از سفر عراق به امام از طرف برادرش محمد حنفیه انجام گرفته که برای مناسک حج و دیدار حسین بن علی به مکه وارد شده بود و بنا به نقل علامه حلی شدیداً مریض بود.[1]

شبانه قبل از حرکت امام به حضور وی رسید و عرضه داشت که مردم کوفه پیمان شکن هستند به آنجا نروید و پیشنهاد کرد که در این صورت بهتر است به جای عراق به یمن یا منطقه امن دیگری حرکت کند، امام(ع) فرمود: پیشنهاد شما را نیز مورد توجه قرار می‌دهم، ولی امام حسین(ع) صبح به سوی عراق حرکت کرد، چون خبر به محمد حنفیه رسید، سریعاً خود را به امام رساند، به امام عرض کرد که قرار بود در مورد پیشنهاد من فکر کنید، امام فرمود که پیامبر را در خواب دیدم، فرمود که یا حسین اخرج الی العراق فانّ الله تعالی شاء ان یراک قتیلا.[2] حالا بحث در این است که این روایت دستور خصوصی بر امام(ع) است یا نه؟

منظور از دستور خصوصی یا این است که باید حسین(ع) به کربلا برود و در آن جا شهید شود و اگر مثلاً امام صادق(ع) در آن زمان بود به جای امام حسین(ع) تکلیف قیام و رفتن به کربلا را نداشت. چون روایت فقط از حسین(ع) این حرکت را خواسته است و یا منظور از خصوصی بودن این است که چون امام حسین(ع) طبق جریانات زمان خود و خطراتی که اسلام را تهدید می کرد با اختیار خودش اقدام به قیام می‌کند، در خصوص این اقدام امام حسین(ع) و جریان مطالبی از قبل و از سوی پیامبر گفته شده است؟! مسلماً قسم اول درست نیست، چون اوّلاً روایتی نداریم که این نوع دستور خصوصی را ثابت کند، ثانیاً روایت ان الله تعالی شاء ان یراک قتیلاً این دستور را نمی‌رساند. ثالثاً اگر هم دستور خصوصی را می‌رساند اجباری بودن قیام حسین(ع) را از طرف خداوند ثابت می‌کرد که این هم دو نتیجه و تالی فاسد دارد:


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 1393/08/8 ] [ 09:11 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

امت اسلام و امام مهدى (عج)
(بسم الله الرحمن الرحیم)
همه ی مسلمانان بر این باورند که این امّت، یک مهدى دارد و در این باره هیچ اختلافى ندارند. رسول خدا صلى الله علیه وآله مردم را از آمدن او آگاه ساخته، آنان را به ظهورش مژده داده و نام ها، صفات، القاب و دیگر خصوصیات او را بیان نموده است.

 امت اسلام و امام مهدى (عج)

 

روایاتى که در این زمینه در کتاب هاى شیعه و سنّى نقل شده از حد تواتر نیز بسیار فراتر رفته است. از همین رو براى مسلمانان در مورد این اعتقاد جاى هیچ اختلافى وجود ندارد. هر کس بر این احادیث اطلاع یابد و پس از تحقیق و بررسى، درستى آن ها را دریابد؛ آن گاه با چنین التفاتى به تکذیب اصل مهدویّت بپردازد، در واقع فرمایش رسول خدا صلى الله علیه وآله را تکذیب کرده است.
در کتاب هاى شیعه و سنّى در صحاح، سنن، مُسنَدها و جوامع روایى دیگر در این زمینه روایاتى نقل شده است. علماى بزرگِ حال و گذشته، کتاب هایى را در همین زمینه به رشته ی تحریر درآورده و روایاتى را که پیرامون امام مهدى علیه السلام از زبان رسول اکرم صلى الله علیه وآله نقل شده، در آن ها ثبت و ضبط کرده اند.
علاوه بر این، آیات فراوانى از قرآن کریم نیز به حضرت امام مهدى علیه السلام تفسیر و تأویل شده است.
با این تفاصیل نمى توان به دیدگاه هاى نادر شمار بسیار اندکى هم چون ابن خلدون تاریخ نگار، وقعى نهاد(1) تا جایى که برخى علماى اهل سنّت نیز در پاسخ به دیدگاه وى در زمینه امام مهدى علیه السلام، کتاب هایى را نگاشته اند.

امام مهدى علیه السلام و نگارندگان مشهور اهل سنّت

اینک نام شمارى از مشهورترین نگارندگان و نویسندگان اهل سنّت را مى آوریم که در طول قرن هاى مختلف تاریخ، به ثبت و نگارش احادیثى که درباره ی امام مهدى علیه السلام آمده، اهتمام ورزیده اند.
ابوبکر بن ابى خیثمه، متوفاى سال279.
نعیم بن حمّاد مروزى، درگذشته سال 288.
ابوحسین ابن منادى، متوفاى سال 336.
ابونعیم اصفهانى، درگذشته سال 430.
ابوعلاء عطّار همدانى، متوفاى سال 569.
عبدالغنى مقدسى، درگذشته سال 600.
ابن عربى اندلسى، متوفاى سال 638.
سعدالدین حموى، درگذشته سال 650.
ابوعبدالله گنجى شافعى، متوفاى سال 658.
یوسف بن یحیى مقدسى، درگذشته سال 658.
ابن قیم جوزیه، متوفاى سال 685.
ابن کثیر دمشقى، درگذشته سال 774.
جلال الدین سیوطى، متوفاى سال 911.
شهاب الدین ابن حجر مکى، درگذشته سال 974.
على بن حسام الدین متقى هندى، متوفاى سال 975.
نورالدین على قارى هروى، درگذشته سال 1014.
محمّد بن على شوکانى قاضى، متوفاى سال 1250.
احمد بن صدّیق غمارى، درگذشته سال 1380.
اینان از مشهورترین نویسندگانى هستند که از دیرباز درباره ی روایات امام مهدى علیه السلام، به تألیف کتاب پرداخته اند و در دوران کنونى نیز کتاب هایى در همین موضوع از سوى نویسندگان معاصر نوشته شده است که به ذکر نام این کتاب ها نیازى نیست.

ادامه مطلب

[ دوشنبه 1393/06/10 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

وظیفه ما در زمان غیبت امام‏ زمان (عج) چیست؟
(بسم الله الرحمن الرحیم)
 
پرسش:

   وظیفه ما در زمان غیبت امام‏ زمان (عج) چیست؟
 
  • پاسخ اجمالی

وظایف ما در زمان غیبت همان وظایف در زمان حضور امام معصوم (ع)است. مجموع این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد و گفت بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت، انتظار فرج و ظهور دولت جهانی حضرت مهدی (عج) است. عملی شدن انتظار فرج این است که به تمام دستورات قرآن، پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) جامه عمل بپو شانیم.

  • پاسخ تفصیلی

وظیفه ما در زمان غیبت مانند وظیفه در زمان حضور امام معصوم (ع) است. گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف و آگاهی دارد و بر اعمال و رفتار ما ناظر است. بنابراین، تمام وظایفی که قرآن مجید و پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) برای یک فرد مسلمان تعیین و بیان فرموده اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است که همه این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد و گفت بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت انتظار فرج[1] و ظهور دولت جهانی حضرت مهدی (عج) است. اما با عنایت به این که انتظار فرج یک شعار نیست، بلکه یک فرهنگ است و مجموعه ای از وظایف و تکالیف است که باید عملی شود تا یک فرد، منتظر حقیقی مولا و امام خود باشد. ما در این جا به طور خلاصه به بخشی از آنها اشاره می کنیم:

1. معرفت و شناخت کامل دین یعنی در بخش عقاید، اخلاق، احکام و وظایف، منتظر باید تفکر اسلامى خویش را سامان داده و وضعیت روحى و ایمان درونى خود را تقویت کند.

2. مطالعه در جهت معرفت و شناخت هر چه بیشتر امام‏ زمان (عج).

3. پیروی کامل از قرآن و فرهنگ اهل بیت (ع) به عنوان نزدیک ترین افراد به پیامبر اکرم (ص) و آگاه ترین افراد از حقایق دین.

4. اطاعت از نایبان بر حق امام زمان (مراجع معظم تقلید به ویژه ولى فقیه) و همراه و هم‏گام با آنان و زمینه ظهور را فراهم کردن.

5. اتحاد و همستگی با دیگر مسلمانان به ویژه شیفتگان و منتظران واقعی آن حضرت.

6. کسب آمادگی فکری و فرهنگی جهت آشنا ساختن مردم با حقایق دین و مقابله با خرافات، شبهات و گرایش های انحرافی.

7. امیدوارى بر قیام و انقلاب آن حضرت و امید دادن به دیگران و زنده نگه داشتن امید به گشایش همه امور.

8. رعایت تقوا ، خود را در محضر خدا دانستن، ترک گناه و خشکانیدن زمینه گناه در جامعه.

9. توجه قلبی امام عصر (عج) در شبانه روز و او را مطلع از اعمال خود دانستن و اسوه قرار دادن امام.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1393/06/10 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

تحقق برخی علائم آخرالزمان در شام و عراق
(بسم الله الرحمن الرحیم)
مدیر حوزه علمیه امام مهدی(ع) می‌گوید: ما در آخرالزمان هستیم و علائمی که در روایات شریفه هست، دارد محقق می‌شود از جمله در شام و عراق. حسب علائم شریفه ان‌شاءالله ظهور نزدیک است.

 

 * وطایف منتظران

یکی از وظایف منتظرین عالم این است که اولاً ایمان به غیب داشته باشند، قرآن مجید الهی می‌فرماید: «الم ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»، تا کسی ایمان به غیب نداشته باشد، نمی‌تواند منتظر باشد و از خصوصیات مهم منتظرین عالم این است که اعتقاد دارند به اینکه حضرت(عج) در عالم غیبت هستند و به غیب ایمان دارند و بعد به خاطر همین ایمان دارند، اگر باز خوب تأمل کنیم قبل از اینکه قرآن کریم «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» بیان بفرماید، خصوصیاتی که بیان می‌فرماید این است که اینها می‌دانند، آن هم به واسطه اینکه متقی هستند.

«ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ»، هیچ شک و شبهه‌ای هم ندارد، «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» این هدایت است، چون متقین هستند، ولی در مقام حقیقی منتظر حقیقی کسی است که به جد مِن‌ المتقین است، اگر فرد متقی بود، قطعاً به مقام ایمان می‌رسد و در درجه ایمان به مقام ایمان به غیب می‌رسد، اول خصایص منتظران عالم همین است که این‌ها طبعاً کسانی هستند که متقی هستند.

مسأله دیگر «ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» این کتاب، با لفظ «ذَٰلِکَ» آن کتاب آورده است، آن چیزی که الان شما مطالبش را متوجه نمی‌شوید و در آینده برای شما خواهد آمد، نسبت به همه قرآن ایمان دارند، «لَا رَیْبَ» هیچ شکی ندارند، چه کسانی؟! کسانی که متقی هستند.

*سبک انتظار به روایت امام صادق(ع)

در قرآن آیه‌ای هست که در سوره هود است و بین ما معروف است و آن این است «بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ وَمَا أَنَاْ عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ» که پروردگار عالم می‌فرماید: اگر ایمان آورده‌اید- مؤمنین را باز بیان می‌کند_ آنکه را خدا باقی می‌گذارد برای شما بهتر است و من نگهبان شما نیستم، یعنی باید بدانید که خودتان با ایمانتان می‌توانید حفظ کنید. پس خصوصیت متقین عالم این است که به این کتاب الهی هیچ شک و شبهه‌ای ندارند، چون می‌دانند بقیة‌الله برای آنها بهتر است، لذا انتظار هم می‌کشند.

این را باز هم عرض کنم از خصایص منتظرین عالم است، در باب همین انتظار پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اَفضَلُ الاَعمال آُمَّتی اِنتظار الفَرَج»، برترین اعمال امت من انتظار فرج است و «أفضل العبادة إنتظار الفرج» باز روایت شریفه است که می‌فرماید: برترین عبادت آن عبادتی است که به انتظار فرج باشد.

حتی امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «أفضل عبادة المؤمن انتظار فرجِ الله» چرا این طور هست، این است که مؤمن می‌داند که با فرج همه مطالب آن‌ها حل خواهد شد نه برای خودشان، بلکه عالم گلستان می‌شود، خصوصیات این عالم همین است، لذا به واسطه این انتظار فرج می‌کشد منتها به چه سبکی؟! به سبکی که سبک انتظار است.

سبک انتظار چگونه باید باشد؟ سبک انتظار را امام صادق(ع) در بحار‌الانوار جلد 52 این گونه بیان فرمودند: «مِنْ دینِ الْأَئِمَّةِ الْوَرَعُ وَ الْعِفَّـةُ وَ الْصَّلاحُ وَ اِنْتِـظارُ الْفَـرَجِ بالصبر» فرمودند: اولاً باید انتظار انتظاری باشد که روش، روش ائمه باشد، چون باید شیعه؛ یعنی کسی که گام جای گام امامش می‌گذارد، پیرو حقیقی است، ائمه برای ما این طور بوده است که ما بتوانیم پیروی کنیم، خصوصیاتی دارند، لذا دین خود ساخته نباید داشته باشیم. «الْوَرَعُ» پارسایی و «وَ الْعِفَّـةُ» پاکدامن بودن، کسی که پارسا و اهل ورع و اهل عفت نباشد، نمی‌تواند منتظر حقیقی باشد و سوم «وَ الْصَّلاحُ» یعنی کسی که درست عمل کند درستکار باشد، انتظار مطیع را انسان می‌کش،د این طور بیان می‌شود منتظرین مصلِح باید خود مصلَح باشد؛ یعنی خودشان را اصلاح کرده باشند، در مقام اصلاح باشند.

اگر کسی منتظر مصلح عالم است خودش هم باید این ویژگی را داشته باشد، لذا حضرت می‌فرماید:«مِنْ دینِ الْأَئِمَّةِ الْوَرَعُ وَ الْعِفَّـةُ وَ الْصَّلاحُ» و بعد «وَ اِنْتِـظارُ الْفَـرَجِ بالصبر» صبورانه در انتظار فرج بودن هست، این از خصایص منتظرین عالم بود، حتماً باید انسان پارسایی باشد، حتماً باید پاکدامن باشد، مرتکب شهوات جنسی، شهوت قدرت نداشته باشد، از شهوات دور باشد و واقعاً دنبال صلاح باشد، هم برای خودش و هم برای جامعه‌اش.


ادامه مطلب

[ جمعه 1393/04/13 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مجعزات امام زمان (عج)

(بسم الله الرحمن الرحیم)


قبل از بیان مطلب، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.
محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد:
معجزه، در اصطلاح، این است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.[1]
چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه» نامیده مى شود. خداوند مى فرماید:
(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);[2] ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، كتاب و میزان نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.
در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.».[3]
حال، با توجّه به این كه جمیع مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا معتقد هستند[4]» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. با مراجعه به كتاب هاى تاریخى و روایى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنیم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است.
بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:


الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غیبت، انجام داده اند.


1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل
از امام حسن عسكرى(علیه السلام) نقل شده كه به حكیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حكیمه پرسید: «از چه كسى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «از نرجس.».
حكیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هیچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.».[5]
چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوكابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود[6] و تا روزى كه موسى(علیه السلام) به دنیا آمد، كسى نفهمید كه او حامله است.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1393/03/5 ] [ 05:56 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

ایلومیناتی ها خود را (اربابان جهان) می دانند

(بسم الله الرحمن الرحیم)


 ایلومیناتی ها خود را (اربابان جهان) می دانند.





اشاره:
«ایلو میناتی» (Illuminati) واژه ای لاتین است كه معنای «آگاهان»، «روشنفكران»، «روشن بنیان» و «سرآمدان» را دارد. با این توصیف، گروهی از «بزرگان» جهان كه خود را گلچین شدگانی از میان نخبگان و برگزیدگان می دانند، بر آن شدند كه قدیمی ترین، مرموزترین و محرمانه ترین سازمان های مخفی «اربابان (خود خوانده) جهان» را بدین نام بخوانند. غالب این سازمان ها در جامعه پایگاه و اعضایی دارند و هویت آنها بر مردم معلوم است، اما اعضای «ایلومیناتی» به وضوح شناخته شده نیستند، اگرچه برخی نام ها مصرانه بر زبان ها جاری است. قدر مسلم آن كه، این سازمان از خاندان های بزرگ سرمایه داران یا اشراف، مانند «راتشیلد»ها، «هریمن»ها، «راسل»ها، «دوپون»ها، «ویندسور»ها و یا «راكفلر»ها- از جمله، «دیوید راكفلر» اجتناب ناپذیر، از بنیانگذاران گروه «بیلدربرگ» و «شورای سیاست خارجی»- تشكیل شده است. در ذیل با یكی از قدرتمندترین سازمان هایی كه خود را «ارباب جهان» می دانند، آشنا می شویم.ترجمه و تنظیم: مژگان نژند«ایلومیناتی»ها در شكل كنونی خود از سال 1776 به فعالیت مشغولند. در این تاریخ، فردی مسیحی- از «ژزوئیت»های سابق- به نام «آدام وایسهاوپت» فرقه «ایلومیناتی» را در «باویر» آلمان بنیان نهاد. در آن دوران، پروژه «ایلومیناتی»ها تغییر كامل و بنیادین جهان از طریق نابودی قدرت نظام های سلطنتی را شامل می شد كه در آن زمان مانعی بر سر راه پیشرفت جامعه و اندیشه ها به شمار می آمدند. گفته می شود كه انقلاب كبیر فرانسه و بنیانگذاری ایالات متحده نیز حاصل استراتژی آنان بوده است. از دیدگاه «ایلومیناتی»ها، دموكراسی سیاسی «وسیله»ای بیش نیست و به هیچوجه نمی تواند یك «هدف» انگاشته شود. از نظر آنها، جماعت مردم به طور طبیعی جاهل و احمق و بالقوه تندخو و زودخشم است، و بنابراین جهان صرفا باید از سوی نخبگانی آگاه و روشن بین هدایت گردد. بدینسان، اعضای این گروه به مرور زمان از «توطئه گرانی خرابكار» به «سلطه گرانی بیرحم» تبدیل گردیده اند كه هدف اصلی و اساسی شان حفظ قدرت و استیلای خود بر مردم است.
تأسیس گروه «ایلومیناتی» سرآغاز اجرای طرحی بود كه باید طی قرون متمادی و از طریق كنترل نظام مالی نوظهور انجام می پذیرفت تا استیلای كامل بر جهان حاصل گردد، و به همین منظور نیز طراحی شده بود. اجرای این طرح سپس در بطن این «برگزیدگان موروثی» از میان نخبگان و روشنفكران، همانند مشعلی پایدار، نسل به نسل دست به دست گردیده، با تحولات تكنولوژیك، اجتماعی و اقتصادی مطابقت یافت.

ادامه مطلب

[ دوشنبه 1393/03/5 ] [ 05:54 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

خاندان شیطانی روچیلد بخش اول

خاندان شیطانی روچیلد1


" اگر کنترل امور مالی یک ملت را به من بسپارید ، دیگر برایم مهم نیست که قوانین حاکم بر آن را چه کسی وضع خواهد کرد."

این گفته­ ی مایر روچیلد است . یکی از  قدرتمند ترین کسانی که تاریخ بشر تا کنون به خود دیده است.



سال­ها بود که کلمات " بانکدار جهانی"، " روچیلد"، " پول" و " طلا" نوعی شیفتگی مرموز در بسیاری از مردم سراسر جهان ، علی­ الخصوص مردم آمریکا، به وجود می­ آورد.

اما اکنون چندین سال است که در آمریکا، بارانی از انتقاد توسط طیف وسیعی از کسانی که از پایگاه رفیعی در اعتماد عمومی برخوردارند، بر سر بانکداران جهانی در حال باریدن است. این افراد کسانی هستند که نظراتشان قابل تامل است و به دلیل مسئولتهایشان موقعیتی دارند که باعث می­شود بدانند در پشت پرده­ ی  سیاست و اقتصاد چه می گذرد.

رئیس جمهور اندرو جکسون [2] ، تنها رئیس­ جمهور ما که با سیاست هایش موفق شد بدهی ملی را منسوخ کند، از بانکداران جهانی با لفظ " لانه­­ ی افعی­ ها " نام برد و با تمام توان تلاش کرد آن­ها را از عرصه­ ی آمریکا محو کند. جکسون معتقد بود که اگر روزی مردم آمریکا بفهمند که چه­ طور این افعی­ ها کشورشان را اداره می­ کنند، پیش از آن که آفتاب روز بعد طلوع کند انقلابی به وقوع خواهد پیوست.

لوئیس تی مک­ فیدن [3] نماینده کنگره که بیشتر از 10 سال به عنوان رئیس کمیته بانکداری و امور مالی مشغول به کار بوده است عنوان می­ کند که بانکداران جهانی " خدمه­ ی تبه­کار دزدان دریایی مالی هستند که برای بیرون کشیدن یک دلار از جیب افراد حاضرند حتی گلوی آنها را هم ببرند … از نظر آنها مردم ایالات متحده  طعمه­ ای بیش نیستند."

جان . اف. هایلان [4] ، شهردار نیویورک، در سال 1911 گفت : " بزرگترین تهدید برای جمهوری ما حکومت نامرئی ا­ست که مانند هشت­ پایی عظیم الجثه سیطره­ ی لزجش را بر شهر، ایالت و ملت ما  گسترانیده است. در راس آن هم گروه کوچکی از بانکداران هستند که به طور کلی با نام " بانک­داران جهانی" شناخته می ­شوند.

آیا این چهره­ های مطرح توصیف درستی از اوضاع ارائه کرده­اند، یا اینکه به نوع بسیار حادی از بیماری پارانویا مبتلا بوده اند؟

بیایید به دور از احساسات تاریخ را واکاوی کرده و به حقایق بشت پرده دست بیابیم. حقایقی که پس از روشن شدن، چشمانمان را به روی واقعیت های بسیاری گشوده، و برای کسانی که می خواهند از اتفاقات محیرالعقولی که در صحنه های ملی و بین المللی روی داده ( و می­ دهد ) درک بهتری داشته باشند، آموزنده  خواهد بود.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1393/03/5 ] [ 05:47 ب.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

بررسی قیام مختار به قصد خون خواهی یا سودای حکمرانی!
(بسم الله الرحمن الرحیم)

بعضی او را «کذاب» نامیدند و اتهاماتی همچون ادعای «نبوت» برای خودش و ادعای «مهدویت» برای محمد بن حنفیه را برای او برشمرده‌اند که اغلب این نسبت‌ها، بعد از مرگ مختار بوده و مهم‌ترین عامل این اتهامات، ضرباتی است که او بر پیکر امویان وارد آورد.

 

چهاردهم ربیع‌الثانی، یادآور قیام مختار ثقفی است؛‌ همان کسی که بعد از قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا، به خونخواهی از این امام همام قیام کرد و قاتلان امام حسین علیه‌السلام را به سزای اعمالشان رساند.

به همین بهانه گذری بر محتوا و چگونگی شکل‌گیری این قیام داشتیم که آن را در ادامه می‌خوانید: 

مختار ابو عبید ثقفی از قبیله‌ ثقیف، کنیه‌اش ابو اسحاق و لقبش مختار کیسان بود و فرقه کیسانیه به مختار منسوب هستند.

مختار در سال اول هجرت متولد شد. او جنگجویی شجاع بود و به همراه پدرش، در سیزده سالگی در یکی از جنگ‌ها شرکت کرد. مختار را به مدح و ذم توصیف کرده‌اند و به دلیل خونخواهی حسین بن علی و یارانش بسیار او را ستوده‌اند، آن چنان که امام باقر (ع) فرموده است: مختار را دشنام ندهید، او قاتلان ما را کشت و خونخواهی ما نمود.

 اما از طرفی، بعضی هم او را «کذاب» نامیده‌اند و اتهاماتی چون ادعای «نبوت» برای خودش و ادعای «مهدویت» برای محمد بن حنفیه و تأسیس فرقه کیسانیه را برای او برشمرده‌اند که اغلب این نسبت‌ها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه که در تاریخ نقل شده است، مهم‌ترین عامل این اتهامات، ضرباتی است که او بر پیکر امویان وارد کرده است.

مختار مردی باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبد زیاد داشت و به گفته همسرش از بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از این توصیف به دستور «مصعب بن زبیر» زندانی و بعد به قتل رسید. پدرش در واقعه یوم‌الحجر در عراق به قتل رسید و پس از آن، مختار تحت سرپرستی عمویش سعد قرار گرفت. خانواده او به سرپرستی عمویش به کوفه هجرت کردند. علی (ع ) کوفه را مرکز خلافت قرار داد. آن حضرت عموی مختار را استاندار مدائن کرد و مختار نیز در کنار عمویش در آن جا ساکن شد و مختار بعدها از شیعیان شد.

مختار بعد از شهادت علی (ع) به بصره رفت و مدتی در آنجا ماند. پس از مدتی دوباره به کوفه آمد. وقتی مسلم بن عقیل از سوی امام حسین (ع ) به کوفه رفت، در منزل مختار سکونت کرد و به خاطر همکاری با مسلم بن عقیل به زندان انداخته شد.

* مختار هنگام قیام کربلا زندانی بود

عبدالله عمر، «صفیه» خواهر مختار را به همسری برگزید و به این ترتیب مختار فامیل عبدالله بن عمر شد. مختار در تمام مدتی که جریان کربلا رخ داد، در زندان بود تا اینکه بعدها با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و مجبور به سفر به طائف شد. مختار، هنگامى از زندان رهایى یافت که واقعه کربلا و قیام اباعبدالله الحسین(ع) و شهادت آن حضرت و یارانش در کربلا به پایان رسیده بود و او افسوس فراوان مى‏خورد که چرا توفیق حضور در رکاب آن حضرت را نداشت. مختار از آن پس به سوى حجاز رفت و در مکه با قیام «عبدالله بن زبیر» آشنا شد.

مختار پس از دیدارهایى با عبدالله بن زبیر، وى را هم فکر و هم عقیده خویش نیافت و بدین جهت از وى جدا شد و به طائف رفت و پس از یک سال، بار دیگر به مکه رفت و با وساطت برخى از شخصیت‏ها، دوباره با عبدالله بن زبیر دیدار کرد و با او به صورت مشروط بیعت کرد و شرط او این بود که وى، پس از عبدالله بن زبیر، بالاترین پست حکومتى را داشته باشد، تا از این طریق به هدف‏‌ها و خواسته‌هایش برسد.

در جریان محاصره مکه توسط سپاه اموی، مختار نیز در کنار دیگران از حرم الهی دفاع کرد. پس از پایان محاصره، مختار به کوفه بازگشت. در این زمان کوفه به دست طرفداران عبدالله بن زبیر افتاده بود.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1392/12/12 ] [ 01:50 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

مهدویت در دین یهود ومسیح چه تفاوتی با اسلام وزرتشت دارد؟
(بسم الله الرحمن الرحیم)

همان گونه كه روشن است اندیشه ظهور منجی در تمام ادیان وجود دارد، تا جایی كه تاریخ نشان می‌دهد موعود گرایی به گونه‌های متفاوتی در فرهنگ بشری رسوخ داشته و هریك به صورتی زیبا آینده خود را در سایه این عقیده پرارزش نشان می‌دهند، این حقیقت غیرقابل انكار را انبیاء الهی به مردم حق‌بین، تعلیم داده‌اند تا جایی كه با سرشت آن‌ها عجین شده با این تفاوت كه اخبار انبیاء عموماً پس از گذشت زمان دستخوش تحریف و تغییر شده است با این همه اعتقاد به دوره آخرالزمان عقیده‌ای است كه آئین‌ها و ادیان الهی خصوصاً اسلام آن را به عنوان یك اصل مسلم پذیرفته‌اند و اصلاح دنیا در شخص خاصی كه آخرین برگزیده خدا باشد را قبول دارند، ولی تفاوت‌هایی در چگونگی اصلاح دنیا، طریق آن و نمودش در شخص خاص، وجود دارد كه در ذیل با بیان مطالبی از چهار دین یاد شده این تفاوت‌ها را یادآور می‌شویم:

1. نسب مصلح آخرالزمان
مصلح آخرالزمان از نظر اسلام دوازدهمین امام از فرزندان پیامبر گرامی اسلام است، پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «سوگند به كسی كه مرا مژده‌آور راستین قرار داد اگر از عمر جهان یك روز باقی بماند، خداوند همان یك روز را بس دراز كند تا فرزندم مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه شریف ـ خروج نماید.»[1]
امّا در انجیل‌ها به نسب این مصلح اشاره نشده و تنها از وی تعبیر به فرزند انسان شده است، چنان كه در انجیل متی می‌گوید: «پس اگر كسی بگوید كه اینك مسیح اینجا است یا در آن‌جا است باور ننمایید، زیرا چون برق از مشرق بیرون می‌آید و تا مغرب ظاهر می‌گردد، آمدن فرزند انسان چنین خواهد بود.»[2]
در آئین زرتشت هم به نسب این مصلح اشاره نشده و تنها گفته شده كه: «هنگامی كه سزای این گناهكاران فرا رسد پس آن‌گاه ای مزدا، كشورت را بهمن در پایان برپاخواهد كند از برای كسانی كه دروغ را به دست‌های راستی سپرند.»[3]
برخلاف دو آئین اخیر در دین یهود به نسب مصلح اشاره شده و گفته‌اند كه مصلح از اولاد یسّی خواهد بود به همین خاطر گفته‌اند: «نهالی از تنه یسّی بیرون آمده شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شكفت و روح خداوند بر او خواهد گرفت.»[4] یسّی در تاریخ یهود نام پدر حضرت داوود و نوة راعوت می‌باشد.
2. محدودة عملكرد مصلح آخرالزّمان
از دیدگاه اسلام حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه شریف ـ پیروان تمام ادیان را نجات خواهد داد و برای حقانیت خود میراث همة پیامبران الهی را به همراه دارد و تورات و دیگر كتب آسمانی را از غاری كه در انطاكیه (تركیه) است بیرون می‌آورد و در میان اهل تورات با تورات و در میان اهل انجیل با انجیل و در میان اهل زبور با زبور و در میان اهل قرآن با قرآن حكم می‌كند.[5]
اما از دیدگاه یهود موعود مورد نظر آن‌ها، تنها منجی قوم یهود است، چنان كه در بشارت بوئیل نبی آمده «آنگاه جمیع امت‌ها را جمع كرد ... و در آن جا با ایشان درباره قوم خود و میراث خویش اسرائیل محاكمه خواهم نمود.»[6] و در سفر پیدایش می‌گوید: «عصای قدرت و سلطنت از یهود دور نخواهد شد و به فرمان فرمائی از میان پاهای وی تا شیلو بیاید و او را اطاعت امت‌ها خواهد بود.»
3. نقش مصلح آخرالزمان
از دیدگاه اسلام حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه شریف ـ حكومت جهانی خود را با عدالت خواهد گسترانید و به عبارتی او عدالت‌گستر است. از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ روایتی است كه «شما را به حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه شریف ـ مژده می‌دهم كه او زمین را پر از عدل و داد می‌كند همان طور كه پر از ظلم و ستم شده است، ساكنان زمین را خشنود خواهد كرد.»[7]
امّا در تورات موعود به عنوان داور معرفی می‌شود: «... موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد نمود بر وفق سمع گوش‌های خود تنبیه نخواهد نمود، بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد.»[8]
و در انجیل‌ها موعود را داور روز قیامت معرفی می‌كنند و می‌گویند: «بدو قدرت بخشیده شده است كه داوری هم بكند زیرا كه پسر انسان است.»[9] یا گفته شده: «در معاد وقتی كه پسر انسان بركرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده كرسی نشسته بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود.»[10]
در آئین زرتشت نیز موعود به گونه شخصی كه عدالت و تساوی را بر جهان حاكم می‌كند، معرفی می‌شود؛ چنان كه گفته‌اند: «سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را به جهان رواج دهد فقر و تنگدستی را ریشه‌كن سازد ایزدان را از دست اهریمنان نجات داده مردم جهان را هم فكر و هم‌گفتار و هم‌كردار گرداند.»[11]
بنابر این یهودیان و مسیحیان، موعود را به عنوان داور قبول دارند، ولی اسلام موعود را به عنوان عدالت گستر معرفی می كند و فرق داور با عدالت گستر این است كه داور در كرسی بنشیند و قضاوت می‌كند، ولی عدالت‌گستر برای اجرای عدالت مبارزه می‌كند.

ادامه مطلب

[ دوشنبه 1392/12/12 ] [ 01:42 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

امکان تشرف به محضر امام زمان (عج)
(بسم الله الرحمن الرحیم)

بحث امکان تشرّف در زمان غیبت را با حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آغاز می کنیم:
«قال ابو عبدالله (علیه السلام): للقائم غیبتان: إحداهما قصیرة و الاُخری طویلة، الغیبة الاُولی لا یعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة شیعته، و الاُخری لا یعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة موالیه». (1)

 امکان تشرف به محضر امام زمان (عج) در زمان غیبت (1)

 

«امام صادق (علیه السلام) فرمود: برای قائم (علیه السلام) دو گونه غیبت وجود دارد: یکی از آن دو کوتاه و دیگری طولانی می باشد.
ویژگی غیبت اول آن است که مکان آن حضرت را جز خواص شیعیان کسی نمی داند. ویژگی غیبت دوم آن است که مکان آن حضرت را جز خواص موالی و دوستان وی کسی نمی داند».
از این روایت نکاتی استفاده می شود که شایان ذکر و متناسب با موضوع بحث است. البته قبل از نکات، لازم است بگوییم:
اولاً: این روایت از نظر سند صحیح است و تمام راویان آن از افراد موثّق هستند (2)
ثانیاً: روایات به این مضمون متعددّ است که به خاطر رعایت اختصار به ذکر یکی از آن ها اکتفا کردیم.
اینک به طور اختصار نکات را بیان می نماییم:

نکته اوّل:

از جمله ی «للقائم غیبتان إحداهما قصیرة» استفاده می شود که حضرت قائم (علیه السلام) دارای دو گونه غیبت است؛ یکی از آن دو کوتاه و دیگری طولانی است که جمله ی «الاُخری طویلة» اشاره به آن است.

غیبت صغری

با توجه به روایاتی که ولادت حضرت مهدی (علیه السلام) را مانند ولادت موسی (علیه السلام) در خفا دانسته، می توان گفت که آغاز غیبت صغری همزمان با ولادت آن حضرت در نیمه شعبان سال 255 ه.ق بوده است. این غیبت کوتاه مدّت، در نیمه شعبان سال 329 ه.ق با وفات علی بن محمّد سمری رحمة الله - نایب چهارم حضرت - پایان پذیرفت.
البته بعضی از علما و دانشمندان شیعه آغاز غیبت صغری را همزمان با شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام) به سال 260 ه.ق دانسته اند.
بنابراین، غیبت اوّل را اگر همزمان با تولّد حضرت دانستیم، مدّت آن 74 سال و اگر آغاز آن را از زمان شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام) بدانیم، مدت آن 69 سال خواهد بود. این مقدار نسبت به غیبت دوم حضرت که هنوز ادامه دارد، بسیار کوتاه است.

نکته دوّم:

از جمله ی «الغیبة الاُولی لا یعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة شیعته» استفاده می شود که غیبت صغری نه تنها از جهت زمان محدود بود، بلکه از نظر شعاع و گستردگی نیز محدودیت داشته است. زیرا به دلیل این روایت، در غیبت صغری فقط شیعیان خاص مانند نُوّاب خاص و بعضی از وکلای آن حضرت، مکان و محل ایشان را می دانستند و با وی در ارتباط بودند.
همچنین افرادی در زمان حیات و زندگانی امام حسن عسگری (علیه السلام) که آغاز غیبت صغری بود، به محضر حضرت می رسیدند، مانند نُوّاب خاص، و احیاناً افراد دیگری بعد از امام حسن عسگری (علیه السلام) نیز با حضرت در ارتباط بودند و گاهی به فیض درک حضورش نایل می شدند که این موضوع با مراجعه به تاریخ غیبت صغری روشن می شود.
البته تشرّف به حضور امام زمان (علیه السلام) در زمان حیات و زندگی امام حسن عسگری (علیه السلام) بیشتر بود. زیرا آن حضرت عنایت داشتند که با تدبیرهای ویژه ای - که مزاحمتی از طرف حکومت برای ایشان فراهم نشود - فرزند عزیزشان را به خواصّ اصحاب و شیعیان خود نشان دهند و بر امامت وی بعد از خود تأکید نمایند، تا در آینده شیعیان نسبت به شناخت امام در حیرت و سرگردانی نمانند.
لذا امام حسن عسگری (علیه السلام) به هنگام لزوم، در مواردی، به افراد متعدّدی حضرت مهدی (علیه السلام) را نشان می دادند و بر امامت وی تأکید می کردند. زیرا حضرت می دانستند که اگر ولادت آن حضرت به طور کلی در خفا بماند، موجب حیرت و سرگردانی شیعیان خواهد شد.
ادامه مطلب

[ دوشنبه 1392/12/12 ] [ 01:39 ق.ظ ] [ علی نوائی ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 27 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو